تبلیغات
گریه شبانه (متن آهنگ، دانلود نرم افزار و بازی و آهنگ و دکلمه)
گریه شبانه (متن آهنگ، دانلود نرم افزار و بازی و آهنگ و دکلمه)

دیدن عذاب قبر توسط آیة الله بهاء الدّینی

دوشنبه 2 اسفند 1395

نویسنده: ش ش | طبقه بندی:داستان کوتاه، 

یکی از شاگردان آیة الله بهاء الدّینی می گوید :

" روزی به اتفاق آقا وارد قبرستانی شدیم. روش همیشگی ایشان این بود که در ابتدای قبرستان توقف می کردند و سوره فاتحه ای برای صاحبان قبور قرائت می کردند.

اما آن روز دیدم چند قدمی طی کردند و در آن طرف گورستان بر سر قبری ایستادند ، چند لحظه مکث کرده و فرمودند :

" همین جا می نشینیم "

چند دقیقه بر سر آن قبر نشستند. سپس با هم حرکت کردیم و از قبرستان خارج شدیم. پس از مدتی سوال کردم :

" آیا علت خاصی وجود داشت که بر سر آن قبر نشستید ؟"

فرمودند " صاحب قبر در عذاب سختی بود ، گفتم شاید تخفیفی برای او حاصل شود که البته بی تاثیر نبود "

نظرات() 

کمک کردن امام زمان علیه‌السلام به علاّمه حلّی در نوشتن یک کتاب قطور در یک شب

دوشنبه 2 اسفند 1395

نویسنده: ش ش | طبقه بندی:داستان کوتاه، 

از جمله مقامهای بزرگی که برای آیة اللّه حلّی امتیاز به شمار می آید آن است که جزء افراد با ایمان به شمار می آید. یکی از دانشمندان سنّی که در بعضی رشته های علمی استاد علّامه حلّی بود، کتابی در مورد مذهب شیعه امامیّه نوشته بود و در مجالس، آن را برای مردم می خواند و آنها را گمراه می کرد و از ترس آنکه نکند کسی از دانشمندان شیعه نوشته های آن را ردّ کنند کتاب را به کسی نمی داد که بنویسد و جناب شیخ همیشه در فکر طرح نقشه ای بود تا آن را بدست آورد و نوشته های آن را ردّ کند.

ناچار از محبّت بین استاد و شاگرد استفاده کرد و از او خواهش کرد تا آن کتاب را به او قرض بدهد.

چون استاد سنّی نمی خواست که بلافاصله دست ردّ بر سینه او بزند گفت: «من قسم خورده ام که این کتاب را بیشتر از یک شب پیش کسی نگذارم.»

علّامه حلّی نیز آن مدّت زمان را غنیمت شمرد و کتاب را گرفت و به خانه برد که در همان شب آن کتاب را تا جایی که ممکن است بازنویسی کند.

چون به نوشتن مشغول شد و نصفی از شب گذشت خوابش گرفت، ناگهان حضرت صاحب الامر(ع) ظاهر گشت و به علّامه حلّی گفت: «کتاب را به من بده و تو بخواب.»

وقتی که شیخ از خواب بیدار شد دید که باز نویسی شده آن کتاب از کرامت صاحب الامر(ع) تمام شده است.

در نقل دیگری آمده است: علّامه حلّی کتابی از بعضی از دانشمندان خواست که نسخه برداری کند.

استاد سنّی آن کتاب را به علاّمه نداد چون آن کتاب مهمّی بود تا اینکه این اتّفاق افتاد که به او کتاب را داد به شرط آنکه یک شب بیشتر پیش او نماند و نسخه برداری آن کتاب کمتر از یک سال نمی شد که انجام شود.

پس علّامه حلّی کتاب را به منزل خودش آورد و در همان شب شروع به نوشتن آن کرد، پس از اینکه چند صفحه نوشت خسته شد.

ناگهان دید مردی که شبیه مردم حجاز است از در وارد شد و سلام کرد و نشست.

آن شخص گفت: «ای شیخ! تو این اوراق را مسطر بکش و من می نویسم.»

پس شیخ برای او مسطر می کشید و آن شخص می نوشت و از سرعت کتابت، مسطر به او نمی رسید.

وقتی خروس هنگام صبح شروع به خواندن کرد کتاب تمام شده بود.

بعضی گفتند: چون شیخ خسته شد خوابید. و وقتی بیدار شد کتاب نوشته شده بود.

(- مجالس المؤمنین)

نظرات() 

جبران کردن اشتباه شیخ مفید توسّط امام زمان علیه‌السلام‌

دوشنبه 2 اسفند 1395

نویسنده: ش ش | طبقه بندی:داستان کوتاه، 

می گویند از روستایی کسی خدمت شیخ مفید رسید و در مورد زنی حامله که فوت کرده و فرزندش زنده است سؤال کرد که: «آیا باید شکم این زن را پاره کرده و طفل را بیرون آوریم و یا این که با آن بچّه، او را دفن کنیم؟»

شیخ مفید فرمود: «با همان بچّه او را دفن کنید.»

پس آن مرد برگشت. در وسط راه دید مرد اسب سواری از پُشت سر، سریع می آید، وقتی به نزدیک مرد رسید، گفت: «ای مرد! شیخ مفید فرموده است که شکم آن زن را پاره کنید و طفل را بیرون بیاورید و زن را دفن کنید.»

آن مرد نیز همین کار را کرد. پس از مدّتی اتّفاق را برای شیخ مفید بیان کردند، شیخ فرمود: «من کسی را نفرستادم و معلوم است که آن شخص صاحب الامر (ع) بوده است. حالا که در احکام دینی اشتباه می کنم همان بهتر که دیگر احکام دینی را بیان نکنم.»

پس به خانه رفتند و درب خانه را بستند و بیرون نیامدند.

ناگاه از حضرت ولی عصر (ع) نامه ای برای شیخ مفید آمد که: «بر شما واجب است تا احکام دینی را بیان کنید و ما هم شما را همراهی کنیم و مواظب باشیم که اشتباه نکنید.»

پس شیخ مفید دوباره شروع به بیان احکام دین کرد.

(- نجم الثّاقب)

نظرات() 

نیمه تاریک وجود

دوشنبه 2 اسفند 1395

نویسنده: ش ش | طبقه بندی:معرفی کتاب، 

موفقیت

نویسنده : دبی فورد

توضیحات :

در این کتاب بی نظیر، دبی فورد به شیوه ای منظم، گام های رسیدن به یکپارچگی و دگرگونی را مشخص می کند. اگر می خواهید زندگی تان دگرگون شود، این کتاب را بخوانید و تمرین های آن را انجام دهید و بدانید غیر ممکن است که این کتاب را درک کنید و دگرگونی ژرفی در زندگی احساس ننمایید! دبی فورد شما را از الگوهای تنبیه خود که اغلب اسیرمان کرده اند، عبور می دهد. نظرات او به گونه ای خارق العاده، جذاب و قانع کننده هستند.

دبی فورد در این کتاب منحصر به فرد به شما می آموزد که تمامی جنبه های خود را بشناسید، بپذیرید و سرانجام دوست بدارید .این همه بیگانگی با خود از چه روست؟ دیر آشنایی کافی ست! اگر خواهان یکپارچگی وجود خود هستید، اگر از قطعه، قطعه و پاره پاره بودن جانتان رنج می برید، از تاریکی های درون پروا مکنید! تاریکی همیشه جایگاه پلیدی ها و زشتی ها نیست. ای بسا موهبت های نیک و زیبا که در سایه نادیده انگاری های ما در نیمه تاریک وجودمان خفته اند.

در این کتاب نویسنده راوی خوش سخن تجارب خود و دیگران در مورد پذیرش همه ویژگی های انسانی می باشد. نویسنده با تشریح فراز و نشیب مسیر زندگی خود و ماجرای کسانی که با شرکت در دوره های آموزشی او توانسته اند اتاق های بسته روح دردمند خود را بازگشایی کنند و بدون هراس چشم در چشم ویژگی های مطرود وجودشان دوخته و آنها را در آغوش بگیرند، تمرین یگانه شدن با خویشتن را نکته به نکته و مو به مو آموزش داده است.

نظرات() 

اشعار و متن های زیبا و آموزنده

چهارشنبه 27 بهمن 1395

نویسنده: ش ش |



-دو بیتی از میرحسین نونچی

 

عشـقم شده اینکه شانه دستم بدهی

 

یک عــــلت عاشقانـــــــه دستم بدهی

 

هر لحظه لبم تشنه ی بوسیدن توست

 

من منتظــرم بـــهانه دســــــتم بدهی!

 

 

من دیگه حرفی ندارم واقعا.خیلی قشنگه ازمجتبی صنعتی

 

دلتنگی یعنی: روبروی دریا ایستاده باشی وخاطره ی یک خیابان خفه ات کند...


 

پی نوشت 1:اگر بدونید چقدر دلم برای نوشتن پی نوشت تنگ شده بود...خدا شکرت که منو با پی نوشت و پی نوشت رو با من آشنا کردی

 

پی نوشت 2:تا حالا این فیلم یا عکس هایی رو دیدید که توش همه چیز سیاه سفیده فقط یه نفر یا یه چیز رنگیه؟بعضی از آدما تو زندگیتون اینجورین.یعنی همه رو خاکستری میبینید جز اونها.عشق یعنی این....

 

پی نوشت 3:میگن وقتی عاشقی زمستون رو بهار میبینی اما وقتی کسی رو دوست داری زمستون برات زیباست.الان که دارم فکر میکنم میبینم زمستون با این خساستش چقدر قشنگه.این یعنی یکی رو دوست دارم.نه؟؟؟

 

پی نوشت 4:زیاد پی نوشت نوشتم بقیش بمونه برا پست بعدی...


بهترین اشتباه من بودی...
Monday, January 26, 2015 1:43 PM

-غرلی از مجموعه«یک بعد از ظهر ناخوانده» اثر سرکار خانم رویا باقری نشر فصل پنجم

 

پایـــان گــرفت فرصت آغاز بعد تو       لطفـــی نــداشت این قفس باز بعد تو

رفتی کـبــــــوترم به سراغ کبوتران      آمـــد چـه ها که بر سر این باز بعد تو

تلخی نشســت بر تن گلها و گم شدند     زنبور های مســت عسل ساز بعد تو

حتی درخت های شکستــه میآآان باغ     ایمان نداشتنـــــــد به اعجآاز بــــعد تو

میپرسم از خودم که چرا؟تا به کی؟ چقدر؟     از مــن نپرس اینــــکه چـــــرا بـاز بعد تو...

شـــــب های من بلند و غزلهــــای من بلند     پایــــان گرفــــت دوره ایجــــاز بعـــــــــد تو

حـــــالا دلیــــل دلهـــــره مآآن نمی شــــوند     زیبایــــــی و قشنـــــگی گلنــــاز بـــعد تو

امشب چقـــــــدر حرف زدم از تو با خــــودم      رویا،هــــزار و سیصـــــدو... شیراز بعد تو

 

-تک بیتی از شاعری که اسمش رو نمیدونم

 می رسی... درس و کتاب،آینه ی دق بشود

پســـــــــرِ   مــؤمنِ دانشکده عاشق بشود!

 

-از دکتر مژگان عباسلو:

اینجا سیبری نیست و جنگ جهانی اول،خیلی وقت پیش تمام شده‌ است! اما دست های او ،برای گرم کردن لشکری کافی‌ ست

 

 

-دو بیتی از میرحسین نونچی

 

عشـقم شده اینکه شانه دستم بدهی

 

یک عــــلت عاشقانـــــــه دستم بدهی

 

هر لحظه لبم تشنه ی بوسیدن توست

 

من منتظــرم بـــهانه دســــــتم بدهی!

 

 

من دیگه حرفی ندارم واقعا.خیلی قشنگه ازمجتبی صنعتی

 

دلتنگی یعنی: روبروی دریا ایستاده باشی وخاطره ی یک خیابان خفه ات کند...


 

پی نوشت 1:اگر بدونید چقدر دلم برای نوشتن پی نوشت تنگ شده بود...خدا شکرت که منو با پی نوشت و پی نوشت رو با من آشنا کردی

 

پی نوشت 2:تا حالا این فیلم یا عکس هایی رو دیدید که توش همه چیز سیاه سفیده فقط یه نفر یا یه چیز رنگیه؟بعضی از آدما تو زندگیتون اینجورین.یعنی همه رو خاکستری میبینید جز اونها.عشق یعنی این....

 

پی نوشت 3:میگن وقتی عاشقی زمستون رو بهار میبینی اما وقتی کسی رو دوست داری زمستون برات زیباست.الان که دارم فکر میکنم میبینم زمستون با این خساستش چقدر قشنگه.این یعنی یکی رو دوست دارم.نه؟؟؟

 

پی نوشت 4:زیاد پی نوشت نوشتم بقیش بمونه برا پست بعدی...


و بک الدخیل یا عشق...
Monday, January 26, 2015 1:35 PM

بسم الله الرحمن الرحیم

سلام

واقعا نمیدونم به خاطر این غیبت طولانی از انجام وظیفه چجوری باید عذر خواهی کنم.اگر گاهی به وبلاگ حقیرانه ما مهمون میشدید و مجبور بودیم با همون همیشگی ها ازتون پذیرایی کنیم.اما شما بزرگتر از اون حرفایید که مارا نبخشید...

به هر حال الان دربست در خدمتیم.

ماییم و نوای بینوایی      بسم الله اگر حریف مایی

حقیر سراپا تقصیر-  سینا سهیلی
دو بیتی با عجله...
Friday, September 26, 2014 7:26 PM

چنان به دار و ندارم خزان شبیخون زد

که از بهار شدم نا امید بعد از تو

منی که پر شده بودم زتو به یکباره

تمام زندگیم ته کشید بعد از تو...

 

 

به خاطر شلختگیش ببخشید
تمام زندگیم ته کشید بعد از تو...
Friday, September 05, 2014 9:30 PM

عکسهای عاشقانه

غزلی ازمجموعه «قرار نشد» مهدی فرجی

رفتــــم کــــه از دیـــوانه بازی دست بردارم                 

                        تا اَخم کردم مطمئـــن شــد دوستش دارم

واکرد درهــای قفــــس را گفـــت: مختاری!                 

                        ترجیـح دادم دســــت روی دســــت بگذارم

بیــــزارم از وقتــــی که آزادم کند ، ای وای!                 

                         روزی که خوشحــــالش نخواهد کرد آزارم

ایــن پـــا و آن پا کرد گفتــــم دوستــــم دارد                

                         امـــا نگــــو ســــر در نمـــــی آورده از کارم!

از یـــال و کوپـــالم خجـــالت مـی کشم اما                  

                        بازیچه ی آهو شــدن را دوســــت می دارم

با خود نشستم مـــو به مــــو یادآوری کردم                  

                       از خــــــواب های روز در شـــب های بیدارم

من چای میخوردم به نوبت شــعر میخواندند                    

                      تا صبح، عکس سایه و سعــــدی به دیوارم!

*******

دوبیت از علیرضا آذر

مردُم از دیـن خروج می‌کردند          تا تو سمتِ گنـــــاه می‌رفتی

شهـرِ بی‌آبرو به‌هم می‌ریخت         در خیابان که راه مـــــی‌رفتی

*******

شعری از منوچهر بلیده

بیا                                 

تظاهرات کنیم              

                    تظاهر کن

                                             دوستم دارى

من شهر را بهم مى ریزم

*******

   پ.ن1: خداییش لذتی که در نوشتن پی نوشت هست در نوشتن

              سرمقاله روزنامه واشنگتن پست نیست.

   پ.ن2: خدایا شکرت که خدای خوبی مثل تو داریم. شکرت فقط و فقط

              به خاطر خودت .

    پ.ن3: دوتا پی نوشت بسه دیگه.دیگه همین مونده شعر ننویسیم

              به جاش کل پست رو با پی نوشت پرکنیم.والا به خدا...

        
سلام شیره شعرم!!گلوله نمکم...
Friday, September 05, 2014 4:01 PM

 غزلی از غلامرضا طریقی

سلام ! شیره ی شـــعرم ! گلـــوله ی نمکم!                  

                      هنوز بی تو خــــودم مثل بغــض مــی ترکم!

چه غنچه ها که به سودای بوسه پیش از تو                    

                    می آمـــدند ولــی مـــن نمـــی گـــزید ککم!

ولـــــی تــــو آمــــدی و شـــور تـــازه آوردی                    

                     کــــه دلپـذیـــــر شـــود روزگــــار بی نمکم!

کلــک زدم کـــــه نیایــــی ولـــی ندانستـــم                     

                    که با نیامـــــدنت کنــــده مـــی شود کلکم!

پــــری به پیــــله ام آوردی و مـــن از آن روز                      

                      میــــان ایــن همــــه گل با پر تــو می پلکم!

بــــدون شبــــهه خــــدا آفــــرید کــــوتاهت                       

                   کـــه ختــــم قافیــــه باشـی سلام دلبرکم!


*********

تک بیت از حسین جنتی

حُسن چیزی ست که در صورت بسیـــاری هست

عشق چیزی ست کـه در چنته ی بسیاری نیست

*********

دیالوگی از فیلم Ronin

اسپنس: «تا حالا کسی رو کشتی؟»
سم: «یه بار احساسات یه نفرو جریحه‏ دار کردم»

*********

شعر کوتاه از منوچهر بلیده

بیا قلب هایمان را در پرانتز بگذاریم

  آغوش بگشا...                          

*********

کاریکلماتور از سهراب گل هاشم

نیامدی نگاهم دست خالی برگشت...

*********

پ.ن:در بعضی از منابع پانوشت رو پی نوشت نوشتند که الحق پی نوشت از

پانوشت قشنگ تره پس از این به بعد به جای پانوشت میگیم پی نوشت.

پ.ن 2:از اینکه به جای پانوشت قراره بگیم پی نوشت احساس خوبی دارم

این احساسو به خودم و شما تبریک میگم.

پ.ن 3:گاهی اوقات سه نقطه ها(...) از یه کتاب بیشتر حرف دارند.

 



 

 
در آن نفس که بمیرم در آرزوی تو باشم...
Thursday, September 04, 2014 3:36 PM

کاریکاتور های عاشقانه Pixfa.net

شعری از مجتبی کریمی

گر چه می دانم که می خواهی،کج کنی از عشق راهت را

می پذیـــرم درد  را  وقتــــی  ،  دوســـت داری اشتباهت را

نه، تو  حـــــالم  را  نمـــی دانی ! درد  دارد  ایــن که ناچاری

از میــــانِ راه بشنــــاسی ،   دوستــــانِ نیمــــه راهــــت را

فکر کن دیوانـــه ای باشــــی ، غـــرقِ تنهایی که می گیرد

نیمه شــــب یک مـــرد با قلاب از میـــانِ حــــوض ماهت را

فکر کــن در دســــتِ تقــــدیری ، نا گزیر از ماندن و دیـــدن-

- رنجِ شطرنجی که یک سرباز، مات خواهد کرد شاهت را

خوب امـــا دیــــر فهمیـــدم، عشق یعنی: خوش، ادا کردن

از ســـلامِ اولیـــن دیــدار ،  تــا  خـــدا  پشـت  و  پناهــت را

خیـــــره شـو در چشمهــــایِ مـــن ، تو نگاهت تازگی دارد

تازگی ها گر چه از تــــردید ، ســــرد می بینــــم نگاهت را

*******

از عباس معروفی

این منم که گم شده ام یا تویی که پیدا نمیشوی؟

*******

بیت از رویا باقری

وقتـی که قرار است کنار تو نباشم

بگــذار زمیـــن روی زمان بند نباشد

*******

دیالوگی از فیلم Queen to Play

آدم وقتى یه بازى رو شروع میکنه ممکنه ببازه ولى وقتى بازى نکنه

همیشه بازندست

*******

پ.ن:در کل پانوشت چیز خوبیه آدم میتونه از دلش عقده گشایی کنه

پ.ن2:چون رشته گسست میتوان بست**  لیکن گرهیــش در میــــان هست          

در جواب شعر:

من رشته محبــــت تو پــــاره میکنم    ** شاید گره خورد به تو نزدیک تر شدم

                   تصمیم با خودتونه                       
عاشقتم امام رضا
Thursday, September 04, 2014 3:11 PM

غزلی از علی اکبر لطیفیان

تیزی شمشیـــــر هم تسلیـــم ابرو می شود                    

                  شیر هم در پای چشمـــــان تـو آهو می شود

نیـــست فرقی بین ربّ و عبدِ عیـــن رب شده                      

                 گـــاه ذکرم یــا رضا و گــــاه یـا هـــو می شود

مِهر تو در سنـــگ هم کار خــودش را می کند                        

               شیشه در همسایگیِ عطر خوشبو می شود

تو به ما پا می دهی و ما کلیـمت می شویم                          

                 لال هم در این حرم مرغ سخنــــگو می شود

دست خالی بودن ما نیست کتمــــان کردنی                          

                دست ما هر بارسائل می شود،رو می شود

چشم جاری از تمــام چشمه ها بالاتر است                           

                آب سقاخانه هم محتــــاج این جو می شود

این مژه هایم اگر پیش تـــو باشد بهتر است                             

                 لااقل یک گوشه از صحن تو جارو می شود

پنجره پــــولاد تو آخــــر شفایــــم می دهد                                

                 باز هم در صحن های تو هیـاهو می شــود

********

باز هم شعری از علی اکبر لطیفیان

 حالا کـــه نیامـــدم دمت را بفرست       من نیسـتم آن جا کرمت را بفرست

گفتم کــه مریضم و دوا می خواهم     پس گــــرد و غبار حرمت را بفرست

********

تک بیت از حمید رضا برقعی

سوال می کند از خـــود هنــوز آهویی

که بین دام و نگاهت کدام صیـاد است

********

پ.ن1:دوستان عیب کنندم که چرا دل به تو بستم

        باید اول به تو گفتــن که چنین خوب چرایی؟؟

پ.ن2:دلم شدیدا برای امام رضا تنگ شده         


تویی که نیستی...
Wednesday, September 03, 2014 9:06 PM



شعری از یاسر قنبرلو

بی نیاز اســـت ز هــــر تــــرجمه و تفسیــــری            

                    سوره ی اشک که از چشم تو نازل شده است

شک ندارم کــــه به معـــــراج مرا خـــــواهد برد             

                   آن نمازم که به لبخنـــد تو باطل شـــــده است

******

غزل فوق العاده ای از اصغر معاذی

صبحــــت به خیــــر آفتـــابم!...دیشب نخوابیدی انگار

این شـــانه هـــا گرم و خیسند...تا صبح باریدی انگار

دنیـــــای تــــو یک نفــــر بود...دنیای من خالی از تو...

من در هــــوای تو و...تو جــــــــز من نمی دیدی انگار

هربار یک بغــــض کهنــه، روی ســــرت خالی ام کرد

تو مهربان بـــودی آنقــــدر...طوری که نشنیـدی انگار

گفتــــــم که حــــالِ بــدم را فـــــردا بــه رویــــم نیاور

با خنده گفتی: تو خوبی...یعنـی که فهمیـــدی انگار

تا  زود  خــــــوابم  بگیـــــرد ...  آرام  ...  آرام ...آرام…

از "عشق" گفتی.دلم ریخت..امـــا تو ترسیــدی انگار

گفتی رهاکن خودت راپیشم که هسـتی خودت باش

گفتم: اگر من نباشـــــم!؟...با بغـــــض خندیدی انگار

صبح است و تب دارم از تو این گونه ها داغ و خیسند

در خـــواب، پیشـــانی ام را با گریـه بوسیدی انگار...!

******

قطعه ای از کامران رسول زاده

 

 

     گوش راستم سوت می کِشد،

          حتماً داری از من حرف می زنی...

          دلم را به این خرافات خوش می کنم،

               که از تو حرف بزنم..

******

پ.ن:  پاسخ بده از اینهمه مخلوق چرا من؟

           تا شـــرح دهم از همه خلق چرا تو!!

پ.ن2 : از نظر این حقیر پانوشت ها هم میتونن به متن ربطی

نداشته باشند.اصلا به هیچ چی ربط نداشته باشند.کی به کیه؟؟؟؟؟

 

نظرات() 

-از دکتر مژگان عباسلو:

چهارشنبه 27 بهمن 1395

نویسنده: ش ش | طبقه بندی:متن ادبی، متن ها و جملات آموزنده، 

اینجا سیبری نیست و جنگ جهانی اول،خیلی وقت پیش تمام شده‌ است! اما دست های او ،برای گرم کردن لشکری کافی‌ ست

نظرات() 

-تک بیتی از شاعری که اسمش رو نمیدونم

چهارشنبه 27 بهمن 1395

نویسنده: ش ش | طبقه بندی:اس ام اس طنز، 

می رسی... درس و کتاب،آینه ی دق بشود

پســـــــــرِ   مــؤمنِ دانشکده عاشق بشود

نظرات() 

بهترین اشتباه من بودی

چهارشنبه 27 بهمن 1395

نویسنده: ش ش | طبقه بندی:اشعار عاشقانه، 

غرلی از مجموعه«یک بعد از ظهر ناخوانده» اثر سرکار خانم رویا باقری نشر فصل پنجم

 

پایـــان گــرفت فرصت آغاز بعد تو       لطفـــی نــداشت این قفس باز بعد تو

رفتی کـبــــــوترم به سراغ کبوتران      آمـــد چـه ها که بر سر این باز بعد تو

تلخی نشســت بر تن گلها و گم شدند     زنبور های مســت عسل ساز بعد تو

حتی درخت های شکستــه میآآان باغ     ایمان نداشتنـــــــد به اعجآاز بــــعد تو

میپرسم از خودم که چرا؟تا به کی؟ چقدر؟     از مــن نپرس اینــــکه چـــــرا بـاز بعد تو...

شـــــب های من بلند و غزلهــــای من بلند     پایــــان گرفــــت دوره ایجــــاز بعـــــــــد تو

حـــــالا دلیــــل دلهـــــره مآآن نمی شــــوند     زیبایــــــی و قشنـــــگی گلنــــاز بـــعد تو

امشب چقـــــــدر حرف زدم از تو با خــــودم      رویا،هــــزار و سیصـــــدو... شیراز بعد تو

 

نظرات() 
  • تعداد کل صفحات : 166 
  • ...  
  • 4  
  • 5  
  • 6  
  • 7  
  • 8  
  • 9  
  • 10  
  • ...  

← درباره وبلاگ



مدیر وبلاگ : ش ش

← لینکدونی

← طبقه بندی

← آرشیو

← لینکستان


احسان خواجه امیری
محمد اصفهانی
محسن یگانه
محسن چاوشی
بنیامین بهادری
مجید خراطها
وحید خراطها
فرزاد فرزین
محمد علیزاده
مانی رهنما
علیرضا افتخاری
رضا یزدانی
رضا صادقی
شادمهر عقیلی
معین
علی عبدالمالکی
هایده
حمیرا
سوسن
مهستی
مازیار فلاحی
تیتراژ سریال ها
همایون شجریان
محمدرضا شجریان
سیاوش قمیشی
ابی
ستار
رقص عربی
رقص ترکی
ندیم
نریمان
نیما مسیحا
طلیسچی
مجید یحیایی
مرتضی پاشایی
مهدی احمدوند
میثم ابراهیمی
مهدی یراحی
مجید اخشابی
محمدرضا گلزار
محمدرضا هدایتی

← آخرین پستها

← نویسندگان

← ابر برچسبها

← آمار وبلاگ

  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :