تبلیغات
گریه شبانه (متن آهنگ، دانلود نرم افزار و بازی و آهنگ و دکلمه) - مطالب آذر 1394
گریه شبانه (متن آهنگ، دانلود نرم افزار و بازی و آهنگ و دکلمه)

منظومه ی حماسی "جهان ؛ کشورهمه است."

دوشنبه 30 آذر 1394

نویسنده: ش ش |

 

 

زنهار!

دیگر ز چرم پاره نخیزد

صدای ِطبل ِنبرد

از کاوه  و درفش مگویید.

 

موسی کجاست؟


 

موسی کجاست تا فِکَنَد چوبدست خویش

در کاخِ سنگواره ی سنگ آسا

در کاخِ پوچ  و هیچ

در کاخِ پنجه دژ

به سرابِ هزار توی مِه آلوده ی فریبنده ؛

تا اژدهای مار دوش

رَوَد در دهان ِچوب.

 

آن اژدها،

که مغزهای جهانم خوراک اوست.

آن اژدها؛

که  به افسون ِ اهرمن

روییده مارهای فزونش به روی دوش.

 

زنهار!

دیگر نشان ز فریدون مجو؛ مجوی

او کشته شد

به کشتار ِکودکان.

موسی کجاست تا که ز دستش دمد سپیده دمان.

 

 

موسی بجوی

درکعبه؛

کوفه؛

در کرب و؛ دربلا

موسی بجوی

به غار حرا؛

به ثَور و، به کوه طور

موسی بجوی

برنیل؛ برفرات

به زمزم

موسی بخواه شب و روز

کآرام دل هموست.

 

موسی...

 

موسی چو کاوه برآید به ناگهان

با او شوند مردم گیتی

همدست؛

هم رآی و همزبان.

کَشتی او یگانه خُشکی و تنها چراغ دریایی

بر کوهه کوهه ی توفان ِخون

روان گردد...

 

موسی بخواه دمادم

که جهان؛ کشور همه ست.

 

مهدی فر زه (میم . مژده رسان)

 

 87/8/1

 

نظرات() 

منظومه ی حماسی "هفت خوان نامه"

یکشنبه 29 آذر 1394

نویسنده: ش ش |

 

(((شنیدن و دانلود)))

 

 

هفت خوان دیگری

اژدهای هفت سر  مانند

پیش پای ِ مردم آتش به دست و، رستمان نو به نو

گسترانیده ست

یال و کوپال ستبر

همچنانک اکوان ِ دیو

 

 

 خوانِ یک،

 خوان اژدرهاست

رنگ آن، رنگ شب یلدا

دهان، آتشفشان ِزهر و خون

زخم آجین اژدهایی خون فشان

 

چتر های آتشین بی شمار

 

 

خوان دوم

 خوانِ آن ساعت شنی آسا، که پوشانَد جهان

اندک اندک همچو برفی جاودان

زَهردودش هم، ببارد زآسمان.

وای؛

گر بدینسان پوشد و،  بارد چنان

 نِی نشان از خانه ماند، نِی ز خوان

 

خوانِ سوّم؛ خوانِ درد،

خوانِ  بس، مردم شکار

خوانِ خرچنگ،

خوانِ شیرین تلخ

خوانِ  کم دزبان دژان، درهم شکن

خوانِ آسیب ِ جگر

خوانِ کژدم، خوانِ اژدر، خوانِ اژدرمار...

هان

گر بدینسان بر شمارم خوان به خوان

هفت خوانم می شود هفتاد – خوان

 

خوانِ چارم

نِی نشان از آب یابی،  نِی سراب

 

چون نی  انبان ها 

 تَهی از سکّه و، از نان و، آب

- کیسه هایی پر ز باد -

 

همچنان

 آبستن بی چیزی و هر پوچ و هیچ

با شکم هایی که آماسیده است از گشنگی.

 

خوان چارم ، انفجاری ساعتی.

 

 

 

خوانِ پنجم هم ، همان خوان کهن

خوان پنجم

 باز هم،

 هنگامه ی دیو سپید

دیو دودآسادَم ِ، افسون دَمِ ، ناگه پدید

یا همان پتیاره ی

 بر خاک وخاکستر نشان.

 

ابروان، کژدم

دهان، غاری لجن بو

گیسوان مانند مارانی پریشان روی دوش.

هم به مانندِ  دژِ ویرانه ی پاییز

دندانهاش، نا همگون

ناخن و دندان و شاخش زهرآگین و پلید

دیو جادوی سپید.

 

همای

 

خوانِ شش

خوان وارون دژ

استخوان تازه در آخور، برای آهوان

یونجه در بند ِ  هُمای

 

خوانِ هفت

خوان آهرمن نشانِ زشت رو

خوانِ  خویِ  بد

خوان زشتی ها، پلشتی ها

بد کُنشتی ها.

 

 

رستم دستان، ز چاهِ داستان ، دیگر نخواهد خاست

هفت خوان را

هم ،خوان اوّل

خوان هشتم بود.

 

مردم آتش به دست و، رستمان نو به نو را

چاره و اندیشه ای،

دیگر نمی آید به یاد

 

رستمی دیگر بباید با نیایش زآسمان خواست

رستمی بشکوه و نستوه و سترگ

رستمی

افسانه ای

 

هفت خوان را

 رستمی دیگر بباید

رستمی دیگر...

 

  رستمی دیگر بباید

 تا که جادو بشکند

رستمی دیگر بباید

 تا بهاران، بشکفد

رستمی با فَرَّهی، ایزد نشان

رستمی، بس پارسا همواره و،

فرماندهی دادار - داد

رستمی رویینه تن

 رستمی،آهرمنی در هم شکن

  دشمن شکن.

 

رستمی دیگر بباید؛ تا جهان را نو کند .

 

89/1/25

 

مهدی فر زه (میم . مژده رسان)

 

 

واژه نامه:

 

 یال و کوپال= بر و بازو

یال و کوپال گسترانیدن = عرض اندام کردن- بر و بازو ستبر گردانیدن

مردم آتش به دست= آتش نماد انرژی و نماد ایمان در آخرالزمان.

در روایتی آمده است که نگهداری ایمان در آخرالزمان همانند نگهداری آتش در کف دست است.

مردم آتش به دست = مشعل داران

رستمان نو به نو = نسل اندر نسل؛ فرهیختگان در زمینه های گوناگون

همچنانک... = همچنان که... – به مانند ...

اژدرها = اژدهای جنگ

زَهردودش هم، ببارد زآسمان = باران اسیدی

 خوانِ آن ساعت شنی آسا، که پوشانَد جهان

اندک اندک همچو برفی جاودان = بیابان زایی

خوان = مشکل لاینحل – معضل جهانی – دشواری آسان نشدنی – بیماری سخت درمان

خوان = سفره

درد = بیماری

دزبان = کنایه از گلبول سفید که وظیفه ی تامین ایمنی را در قلعه ی بدن به عهده دارد.

خوانِ  کم دزبان دژان، درهم شکن = بیماری ایدز

شیرین تلخ = دیابت – فزونی یا کمی قند خون در بدن فرد دیابتی گاه منجر به نتایجی تلخ و ناگوار می گردد.

خرچنگ = سرطان

آسیب جگر = هپاتیت

آماسیده = ورم کرده

انبان = کیسه

نی انبان = نوعی ساز بادی

راستش؛ وقتی عکس آدم قحطی زده ی آفریقایی را می بینم با آن دست و پای خیلی لاغر و شکم  متورم؛ ناخودآگاه تصویری از نی انبان در خاطرم نقش می بندد. به راستی؛ چرا اینهمه افراط و تفریط  در جهان است ؟ دیدار برخی از مردم در جهان یاد آور نی انبان و دیدار برخی دیگر یاد آور بوفالو  .چرا باید این گونه باشد؟

  چون نی   انبان ها

 تَهی از سکّه و، از نان و، آب

 کیسه هایی پر ز باد = انبان ها یی مثل نی  توخالی... اما  پر از باد.

 

همچنان

 آبستن بی چیزی و هر پوچ و هیچ

با شکم هایی که آماسیده است از گشنگی = شکم  آدم ها در کشور های قحطی زده از فرط گرسنگی ورم کرده و گویی کما فی السابق؛ آبستن  پدید آوری فقر و ابتذال و نابودی ست.

 هنگامه ی دیو سپید = خوان هفتم رستم در شاهنامه

هنگامه ی دیو سپید = چون بیشتر مواد مخدر سفید رنگ هستند مواد مخدر به دیو سپید تشبیه شده است.

دیو دودآسادَم = دیوی که نفسش شبیه دود است.

افسون دَمِ = جادوگر= چه جادویی بدتر از اینکه انسانی به فطرت، پاک؛ به انسانی دیگرگون  تبدیل شود.

ناگه پدید = اعتیاد بیشتر وقت ها  ناگهانی در افراد شناخته می شود.

پتیاره = بلا

دیو جادو = دیو جادوگر

جادوی سپید = مواد مخدر

همای = پرنده ای استخوان خوار و کمیاب که نماد خوشبختی ست. شماری اندک از این پرنده هم اکنون در ایران می زیند.

بند = زندان

پلشتی = ناپاکی – پلیدی

بد کنشتی ها = بد کرداری ها – رفتارهای ناشایست

رستم = نماد جهان پهلوانی

هم ، خوان اول = همان خوان اول

خوان هشتم = نام شعری از مهدی اخوان ثالث - به چاه افتادن رستم  و  رخش

رستمی دیگر بباید با نیایش زآسمان خواست = اللهم عجل لولیک الفرج

 افسانه ای = بی همتا و شگرف

رستمی افسانه ای = جهان پهلوانی در همه ی ابعاد و صفات انسانی ؛ الهی.

 

 رستمی دیگر بباید

 تا که جادو بشکند = لا اله ...

رستمی دیگر بباید

 تا بهاران، بشکفد = الا الله.

 

فرّه ایزدی = در اینجا فرّه ایزدی به معنای عصمت و کرامتی ست که خداوند به برگزیدگان

پارسایش، پیامبران و امامان(ع) می بخشد و نیز؛ پشتیبانی و کمک ها و اعجازهای خداوندی.

 

رستمی، بس پارسا همواره و، = رستمی که همیشه و همواره، بسیار متقی و پرهیزکار ست و...

فرماندهی دادار – داد = فرماندهی که خداوند اورا به فرماندهی مردم برگزیده ست.

فرماندهی دادار – داد =فرماندهی که عدالتش؛ عدالتی الهی است.

 

 رویینه تن =  گزند ناپذیر

 (در شاهنامه؛ هر چند رستم ببربیان در بر دارد ؛ اسفندیاراست که رویین تن ست.)

 

رستمی دیگر بباید؛ تا جهان را نو کند .= (نظم نوین الهی در جهان)

 

نظرات() 

ماهی

شنبه 21 آذر 1394

نویسنده: ش ش |

 

ماهى به آب گفتا ، من عاشق تو هستم..
از لذت حضورت ، مى را نخورده مستم!!
آيا تو ميپذيرى ، عشق خدائيم را ؟..
تا اين که بر نتابى ، ديگر جدائيم را؟!!
آب روان به ماهى ، گفتا که باشد اما..
لطفا بده مجالى ، تا صبح روز فردا!!
بايد که خلوتى با ، افکار خود نمايم..
اينجا بمان که فردا ، با پاسخت بيايم!!
ماهي قبول کرد و ، آب روان گذر کرد..
تنها براى يک شب ، از پيش او سفر کرد!!
وقتى که آمدش باز ، تا اين که گويد آرى..
يک حجله ديد و عکسى ، بر آن به يادگارى!!
خود را ز پيش ماهى ، ديشب که برده بودش..
آن شاه ماهى عشق ، بى آب مرده بودش!!
ناليد و يادش افتاد ، از ماهى آن صدايي..
وقتى که گفت با عشق ، ميميرم از جدايى!!
ای کاش آب می ماند ، آن شب کنار ماهی..
ماهی دلش نمی مرد ، از درد بی وفایی!!
آری من و شما هم ، مانند آب و ماهی..
یک لحظه غفلت از هم ، یعنی همین جدایی!!...

 

 

نظرات() 

مرغ دریا (فکر از شارل بودلر )

سه شنبه 10 آذر 1394

نویسنده: ش ش |

 "مرغ دریا" را بشنوید

 

می زند چرخ،  گرد کشتی ها

مرغ دریا، به بال های بلند

رهسپار ست هر کجا که روند

گرچه گرداب ها ، هراس آرند.

 

 

گاه گیرند مرغ دریا را

(بال هایش بلند و پارو وار)

پادشاه سپهر ، شرم آگین

می خزد، می خورد تلو، هربار

 

 

-: " وه چه ناکاردان و بی حال ست،

دلقک آساست جوجه اردک زشت!"

آن یکی می زند چپق به نوکش

وان یکی لنگ می دود از پشت.

 

 

 

"شاعر" آن آسمان نورد را مانَد

که به توفان و تیر می خندد

بال های بلند ؛ پابندش

در هیاهو ، به دور ؛ اندیشد...

 

مهدی فر زه (میم. مژده رسان)

 

نظرات() 

مهربانو*

یکشنبه 1 آذر 1394

نویسنده: ش ش |

درقرون باستان
زماني كه از زنها بعنوان برده استفاده ميكردند مردان آريايي عشق خود را به اسم مهربانو(بانوي مهر)صداميزدند وبراي سپاس،اولين روزماه آذر راجشن ميگرفتند وباشيريني وگل نسترن و داودي به ديدارعشق آريايي خودميرفتند وازبانوي خودپذيرايي ميكردند.
به همه ي مهربانوهاي آريايي اين روز راتبريك ميگويم.

.

.

.

وقتی میخواهی حرف دل نزنی نتوانی ....

نظرات() 

← درباره وبلاگ



مدیر وبلاگ : ش ش

← لینکدونی

← طبقه بندی

← آرشیو

← لینکستان


احسان خواجه امیری
محمد اصفهانی
محسن یگانه
محسن چاوشی
بنیامین بهادری
مجید خراطها
وحید خراطها
فرزاد فرزین
محمد علیزاده
مانی رهنما
علیرضا افتخاری
رضا یزدانی
رضا صادقی
شادمهر عقیلی
معین
علی عبدالمالکی
هایده
حمیرا
سوسن
مهستی
مازیار فلاحی
تیتراژ سریال ها
همایون شجریان
محمدرضا شجریان
سیاوش قمیشی
ابی
ستار
رقص عربی
رقص ترکی
ندیم
نریمان
نیما مسیحا
طلیسچی
مجید یحیایی
مرتضی پاشایی
مهدی احمدوند
میثم ابراهیمی
مهدی یراحی
مجید اخشابی
محمدرضا گلزار
محمدرضا هدایتی

← آخرین پستها

← نویسندگان

← ابر برچسبها

← آمار وبلاگ

  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :