تبلیغات
گریه شبانه (متن آهنگ، دانلود نرم افزار و بازی و آهنگ و دکلمه) - مطالب فروردین 1395
گریه شبانه (متن آهنگ، دانلود نرم افزار و بازی و آهنگ و دکلمه)

شعر هایی از مهدی فر زه (((شنیدنی و دانلود)))

دوشنبه 30 فروردین 1395

نویسنده: ش ش |

 

 

 

 

دزفول 3

فلسطینی

سپاس

گفت و گو

شور آرادی

ماز جادو

رضوان

 


فایل های صوتی

 

 

 

 منظومه ی " نوحیه "

 منظومه ی "عمرانیان"

جهان ؛ کشور همه است.

هفت خوان نامه

خواهانی

نیایش

چترنگ نامه

کنعان دژ

 کهف نهان

 

یلدا

یلدایی ها

یلدایی5

چارشنبه سوزی

هفت سین

بهار

 

فریبانوش

آشتی کنان

پیوند

 چوپانی

 میل

ساخت و ساز

 

سوگ مسیحا

شام غریبان

حماسه ی فاطمیه

 

کوفیان

دعا

سپاس

آفرین

دعوا

 

مادر

پیرانه سر

یاکریم

دیدار

دزفول

اختر بخت

داد  باد آورد

 

سوگ نشابور

آنگاه پس از امید

یادنامه ی شهرفرنگ

 

در سایت شعر نو

در سایت شاعران پارسی زبان

نظرات() 

منظومه ی "عمرانیان"

شنبه 21 فروردین 1395

نویسنده: ش ش |

 

شنیدن و دانلود

 

 

"آنچه دارم در جهان جای  دلم

پیمان ترا بندم خدای

تا سپارم  مزگتت را خانه پایی رهنمای

می پذیر از من شنودارا و دانایا

(ای که بخشی بر سترون نیز

 فرزندی؛

 اگر خواهی.)"

 

چون برآمد ماه تاب از پشت ابر

باز گفتا:

 

 -"کردگارا،

 دختر آوردم!"

 

گرچه می دانستش او

 از پیشتر

 

 "در پناهت آور او

نیز فرزندان او زافسون اهریمن.

 

همچو مهتابی که نقشی زد بر آب

دختری آمد پدید

نام او را می نهم مریم.

 

و پسر را نیست هرگز

بهر پاس از مزگتت

ارهیچ

همسانی به دخت."

 

 

پس خدا اورا پذیرا شد به نیکویی

آن گل مریم همی بالید


تا که روزی زکریا

شد به محراب

دید مریم را و خوانی از بهشت

گر چه نَبوَد این زمان

هنگامه ی میوه

 ولی...

 

"از کجا آوردی این؟"

 

گفت:

"این ز اکرام خداست

هرکه را خواهد؛

 دهد او بی حساب."

 

چون بدید این داستان

آمد به شوق و انتظار:

 

"کی خداوندا؛

 از نهان سویت

 مرا هم بخش

 فرزندی بجای و پاک

زانکه هستی تو شنودار ِ نیاز

ای برآورده نیازم بارها"

 

زکریا را نیایش بود و کرنش بود درمحراب

 

ناگهان هنگامه ی افرشتگان و روشن آوای خدای:

 

"ای پیمبر

مژده ات بادا به "یحیی"

که پذیرا باشد ایزد واژه؛ "عیسی" را

آنچنان عیسی...

 آنچنان آنی پدیدآ!...

آن که ایزد واژه ی "...آ" تا دمید

در دم از "...آ" بُد پدید

همچنانک "...آ دم" نیای آدمی.

 

کن

فیکون

 

رهبر ی پرهیز دژ

پیغمبری؛ شایستگان"

 

 

"کردگارا

من چگونه یک پسر...؟

 پیرم و هم

 همسرم باشد سترون..."

 

"خدا

 این گونه...

 هر کاری که خواهد می کند."

 

"یک نشانه می نهی آیا ؟"

 

"سه شبانروزت نیارستی سخن گفتن مگر با رمز

 الا بالاشاره

گرچه گویی دم به دم ذکر خدای

 با زبانی تندرست

 

سلام بر یحیی

روزی که زاده شد

روزی که می میرد

روزی که ازنو زنده خواهد شد

او که همنامی ندارد پیش ازین

 

بام و شام را 

بس سپاس گوی خدا باش

ای زکریا"

 

زبانش بس نیایشگر ولی وامانده از گفتار

ز مزگت سوی مردم شد

اشارت گر نیایش را

 شبانروز

 

000000000000000000000000

 

معتکف در پرده پوشی بود دور از خاندان مریم

که سروش خود فرستادیم بر او:

 

"از خدا خواهم پناهی

 تا بپرهیزی"

 

"نیستم جز یک فرستاده ز سوی کردگار

تا تورا بخشد پسر

 پاک و پاکیزه.

تا که باشد یک نشان از رحمت و از قدرت پروردگار

 تا که باشد معجزه

ای معجزات"

 

 

"کردگارا من چگونه یک پسر...؟

هیچ انسانی نسوده دست بر من

 نیستم هرگز

تیره کاری نیز"

 

پس ز  مزگت  زی بیابان شد.

 

چارچار درد  و تنهایی

بی توشی و بی تابی

حرف ِ مردم.

 

تکیه گاهی ؛

 سر پناهی نیست؛

انگاری.

تا تنه خشکیده ؛ تک افتاده خرمابن

برفت.

 

 ناگهان بانگی برآمد از زمین

 

"به خاک افت و کرنش به همراه کرنشگران

ترا زیبد ای مریمی ماه تاب

از چه داری آرزوی مرگ و از یاد همه مردم فراموشی

بتکان خرما بن ای مادر

ای فشانده گوهر از   نوری منوّر

 بر زمین  شب زده"

 

تکدرخت مرده از نو ؛

زنده بود

هم به فرمان خدای

آن تنه - خشکیده؛

 خرما داده بود

 

جنب و جوش از آدم و بارش ز الطاف خداست

بتکان خرما بن ای مریم

هیچ تن آیا تکاند یا تواند که تکاند یک نخیل

جز به فرمان خدای؟

 

تکدرخت خشک

 زنده می شود،

 هم باردار

بی که باشد یک نفر نخل دگر نزدیک آن؛

 بتکان خرما بن ای مریم

 

ریخت خرما های تازه از نخیل.

 

00000000000000000000000

 

"بخور خرمای تازه رس

بچش خرمای نوبر را

بنوش از چشمه ی نو زمزم ای

مریم

و چشمان تو روشن باد

خموشی برگزین بر مردمان امروز

بنماشان

 که داری روزه ی خاموشی ای

 مریم"

 

بس شگفتی آفریده آن شگفتی آفرین!

آنکه آرد اشتری از تخته سنگ ِ کوه بیرون

کودکی آرد ز یک دوشیزه مادر!

این چنین آری پدید آرد پدید آوردنی.

 

معجزه چیست؟

آفرینش های یزدانی نو

آفرینش های آنی و شگفت از هیچ 

ور چیزی پدیدآیا ز هیچ.

 

گرفته کودکش در بر

بیامد تا به میدانی فرود  مزگت دیرین

مردمانش گوش تا گوش

گرداگرد.

 

"بزه دور از پدرمادر تو را بوده ست مریم

شگفتی نابجا آورده ای  مریم

به گهواره تو کودک از کجا آورده ای  مریم؟"

 

و مریم چون گل مریم خموش

به انگشتان نشان می داد کودک را به گهواره؛

کزو پرسید.

 

"چگونه ما سخن گوییم با نوزاد؟"

 

ز گهواره برآمد بانگ توحید

 

"منم عیسای مریم ؛ عبد ِ الله

همان عیسای ورجاوند ؛

منم پیغمبری بنبشته آرنده

به مادرمهربانم؛ قدردانم

و تا هستم نماز آرم؛ دهش را نیز پردازم

 

( چنین می گفت

و   او  می گفت و می افزود اگر  فرمان

- اگر بودند

نیوشنده

اگر بودند

یاد آور -

شاید بیش. شاید کم )

 

مسیحایم.

ز پیشین پیغم آور تا فرا آینده پیغمبر

"ستوده"

آن "ستوده تر" پیمبر

وزآنجا تا جهانگیری سلیمان فر

یکایک باور اومندم

وزایشان مژده ها دارم

 

 مسیحایم

آمدستم تا بپیرایم ز بد آرایه ها دین را

مسیحا ؛ بنده ی الله

که هر کس می زند یک داستان دیگری از او.

به مشت گل بسازم یک پرنده

به پرواز آورد او را خداوند

دمم در مرده

جان را او ببخشد.

منم عیسای مریم ؛ عبد ِ الله

همان عیسای پیغمبر

که می گویند روزی بر چلیپایی

 که می برد او  به روی دوش

همانا اهرمن خویان بدآیین

فروکوبیده اندش

 میخ آجین

 

 

 زمین می داند این را

 آسمان ها نیز

که تن بی عیب و جان پاک است.

و چون پنداری آیا در سراب ِ خواب

سایه هایی از چلیپا روی خاک افتاده بادش می برد تا دور...

چو نقشی روی آب

 

 

خدا پروردگار ماست

 پرستش را سزاست

 اینست

 راه راست."

 

آسمانی نور

عیسی برگرفت

 

 

مهدی فر زه (میم. مژده رسان)

 

 00000000000000000000000

 

واژه نامه و توضیحات:

 

عمران = پدر حضرت مریم (س)

جهان جای دل = شکم مادر. هر انسانی که به دنیا می آید جهانی ست که در شکم مادر جای دارد در عین حال شکم مادر هم یکی از جهان هایی ست که هر انسانی روزگاری در آن زندگی می کند.

خانه پا = سرای دار

خانه پایی رهنما =  خادم مکانی مقدس – محرّر

سترون = نا بارور

نهان سوی = لدن

هنگامه ی میوه = هنگام فراوانی میوه

شنودار نیاز = شنونده ی دعا

کرنش = تعظیم – کنایه از رکوع که نوعی تعظیم است.

ایزد واژه = کلمه الله

پوش = خیمه

پرده پوش = سراپرده ای که با آویختن پارچه ها و گستردنی ها می سازند تا مکانی پوشیده و موقتی را فراهم کنند.

ور = وگر -  و یا

چشمه ی نو زمزم = چشمه ی زمزم جدید = چشمه ای که به تازگی جوشیدن و زمزم و ترنم آغاز کرده است.

به خاک افت = سجده

گوهر = کنایه از : آفریده ؛ برگزیده و بنده ی خدا ؛ حضرت عیسی بن مریم (ع)

نوری منوّر = الله نور السّموات و الارض

روزه ی خاموشی = روزه ی سکوت

 بزه = گناه

ورجاوند =  ارجمند - گرامی + عبد صالح  پروردگار - Saint (آبرومند در دنیا و آخرت  و از مقربان الهی)

پیغمبری بنبشته آرنده = پیغمبری که آورنده ی کتاب آسمانی ست.

دهش = بخشش مالی – کنایه از زکات

بد آرایه ها = افزوده های غلط و تحریف ها

پدید آیا = پدید آینده – موجود شونده

برگرفتن = بالا بردن – به اوج رساندن - پوشاندن (توفی - رفعت - تطهیر عیسی از کافران) - (آل عمران55 - نسا 157 - 158)

نیوشیدن =گوش فرا دادن و پذیرفتن

آسمانی نور عیسی برگرفت = یک آسمان نور گهواره را پوشاند کنایه از حمایت کامل الهی. –

یک آسمان نور؛ عیسی را به بالا برد و به اوج رساند.

 زمین می داند این را

 آسمان ها نیز

که تن بی عیب و جان پاک است. برگرفته از منظومه ی آرش کمانگیر اثر سیاووش کسرایی

پدید آ = پدید آینده

...آ = مخفف پدید آ = موجود باش = باش= ایزد واژه ی "کن" که همزمان "فیکون" است.

در دم = فوری - آنی

مزگت = مزدا کد - خدای خانه - مسجد 

ایزد واژه = واژه ی خدایی ِ "کُن" که در همان آن و بی درنگ "فیکون" است.

ستوده تر پیمبر= احمد (ص)  

جهانگیری سلیمان فر = جهانگیری الهی که شکوهی سلیمانی دارد و پیشوای جن و انس است و در سراسر جهان درفش الهی اسلام را بر می افرازد. 

 

نظرات() 

بازی های رایانه ای و اندرویدی آنلاین

یکشنبه 15 فروردین 1395

نویسنده: ش ش |

نظرات() 

تعبیر خواب و طالع بینی

یکشنبه 15 فروردین 1395

نویسنده: ش ش |

نظرات() 

ترفندهای کامپیوتر و اینترنت

یکشنبه 15 فروردین 1395

نویسنده: ش ش |

نظرات() 

آهنگ ها را آنلاین بشنوید و دانلود کنید + متن آهنگ 2

یکشنبه 15 فروردین 1395

نویسنده: ش ش | طبقه بندی:محمد علیزاده، احمدرضا شهریاری، نریمان، علی لهراسبی، ندیم، اس ام اس طنز، 

نظرات() 

آهنگ ها را آنلاین بشنوید و دانلود کنید + متن آهنگ

یکشنبه 15 فروردین 1395

نویسنده: ش ش | طبقه بندی:محمد علیزاده، احمدرضا شهریاری، نریمان، ندیم، اس ام اس طنز، 

نظرات() 

هفت سلام

جمعه 6 فروردین 1395

نویسنده: ش ش |

 

 

سلام

 ای نام و پیغام خداوند

 

سلام

ای کشتی ِ ماهی پدید ِ نوح

در تُنگ ِ جهان

 

سلام ای بت شکن

هم ای پدر

هم ای پسر

قربانگر  هر  بت

 

سلام

دریا شکافا دو برادر

 

سلام ای آل یاس و سبزه و سنبل

 

سلام ای ماندگاران در بهشت جاودان

 

سلام

تا

بامدادان ِ

سپیده

 

مهدی فر زه (میم . مژده رسان)

 

 

واژه نامه :

 

ماهی پدید = پدیدار شده  به مانند ماهی

 

نظرات() 

← درباره وبلاگ



مدیر وبلاگ : ش ش

← لینکدونی

← طبقه بندی

← آرشیو

← لینکستان


احسان خواجه امیری
محمد اصفهانی
محسن یگانه
محسن چاوشی
بنیامین بهادری
مجید خراطها
وحید خراطها
فرزاد فرزین
محمد علیزاده
مانی رهنما
علیرضا افتخاری
رضا یزدانی
رضا صادقی
شادمهر عقیلی
معین
علی عبدالمالکی
هایده
حمیرا
سوسن
مهستی
مازیار فلاحی
تیتراژ سریال ها
همایون شجریان
محمدرضا شجریان
سیاوش قمیشی
ابی
ستار
رقص عربی
رقص ترکی
ندیم
نریمان
نیما مسیحا
طلیسچی
مجید یحیایی
مرتضی پاشایی
مهدی احمدوند
میثم ابراهیمی
مهدی یراحی
مجید اخشابی
محمدرضا گلزار
محمدرضا هدایتی

← آخرین پستها

← نویسندگان

← ابر برچسبها

← آمار وبلاگ

  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :