تبلیغات
گریه شبانه (متن آهنگ، دانلود نرم افزار و بازی و آهنگ و دکلمه) - مطالب ابر اشعار غمگین عاشقانه
گریه شبانه (متن آهنگ، دانلود نرم افزار و بازی و آهنگ و دکلمه)

دل تنها

شنبه 27 آذر 1395

نویسنده: ش ش | طبقه بندی:اس ام اس عاشقانه، اشعار غمگین عاشقانه، اشعار عاشقانه، مطالب عاشقانه، 

کم‌کم دلم نصیب فراموشی، کم‌کم دلم روانه‌ی ویرانی‌ست

باید اسیر خلوت خود باشم، وقتی زمانه رنگ پریشانی‌ست

یک شعله از نگاه تو را باید، فانوس راه خویش نگه‌دارم

وقتی که جاده مبهم و تاریک است، وقتی هوای حادثه طوفانی‌ست

تقویم چشم‌های تو خورشیدی، دنیا بدون چشم تو تاریک است

هر چارفصل زندگی‌ام اما، حیران کوچه‌های زمستانی‌ست

بغضی غریب آمده تا امشب، همسایه‌ی همیشه‌ی من باشد

ای خوب! شانه‌های عزیزت کو؟ امشب نوید یک شب بارانی‌ست

باید برای این دل آشوبم، یک پنجره به سمت تو بگشایم

وقتی که روبه‌رو همه دیوار است، وقتی که قلب‌ها همه سیمانی‌ست

عمری‌ست زیر سقف کبود شهر، با مردمان فاصله خو کردم

باید که کوله‌بار سفر را بست، هم‌صحبتی برای من اینجا نیست

نظرات() 

خلوت شب

شنبه 27 آذر 1395

نویسنده: ش ش | طبقه بندی:اشعار غمگین عاشقانه، اشعار عاشقانه، متن ترانه ها و موسیقی ها، اس ام اس عاشقانه، مطالب عاشقانه، 

كاش در خلوتم امشب ، تو فقط بودی و من

آگه از این دل پر تب ، تو فقط بودی و من

كاش ، حتی دو ملك را ز برم می بردی

در حرمخانه ام امشب تو فقط بودی و من

من هم از سینه ، دل هرزه ،برون می كردم

این دل صد دله ، یارب ! تو فقط بودی و من

كاش هنگام دعا ، لب ز میان برمی خاست

بی میانجیگری لب ، تو فقط بودی و من

واژه در مطلب دل ، واسطهء خوبی نیست

كاش بی واژه و مطلب ، تو فقط بودی و من

واژه نامحرم و ، دل هرزه و ، لب بیگانه است

كاش ، بی واسطه ،هر شب ،تو فقط بودی و من

روزها ، كاش نبودند، و همه دم شب بود

شب بی اختر و كوكب ، تو فقط بودی و من

فاش گویم ، غم دل : كاش خدایا ! دایم

من بدم از تو لبالب ، تو فقط بودی و من

نظرات() 

شعر نوبهار و عشق و مستی از سلمان ساوجی

پنجشنبه 6 آبان 1395

نویسنده: ش ش |

خواجه جمال الدین سلمان ابن خواجه علاءالدین محمد مشهور به سلمان ساوجی در دههٔ اول قرن هشتم هجری در ساوه متولد شد. وی در اواخر عمر منزوی شد و به زادگاه خود بازگشت و در همانجا در سال ۷۷۸ هجری قمری دار فانی را وداع گفت. از وی علاوه بر دیوان قصاید و غزلیات و مقطعات، دو مثنوی به نام “جمشید و خورشید” و “فراقنامه” به جای مانده است.

نوبهار و عشق و مستی، خاصه در عهد شباب

می‌کند، بنیاد مستوری مستوران، خراب

غنچه مستور صاحبدل، نمی‌بینی که چون

بشنود، بوی بهار، از پیش بردارد نقاب

بوی عشرت در بهار، از لاله می‌آید که اوست

در دلش، سودای عشق و در سرش جام شراب

دور باد، از نرگس صاحب نظر چشم بدان

کو چو چشمت، بر نمی‌دارد سر از مستی و خواب

مدعی منعم مکن، در عاشقی، زیرا که نیست

عقل را با پیچ و تاب زلف خوبان، هیچ تاب

چشم نرگس، دل به یغما برد و جان، گرمی برد

ترک سرمست معربد را، که می‌گوید جواب؟

ای بهار روی جانان! گل برون آمد ز مهد

تا به کی باشد گل رحسار از ما، در حجاب؟

نخسه حسن رخت را عرض کن بر جویبار

تا ورق‌های گل نسرین، فرو شوید به آب

بلبلان اوصاف گل گویند و ما وصف رخت

ما دعای پادشاه کامران کامیاب

سایه لطف الهی، دندی سلطان که هست

آسمان سلطنت را رای و رویش آفتاب

نظرات() 

چه رفته است که صبحی دگر نمی آید

چهارشنبه 5 آبان 1395

نویسنده: ش ش |

چه رفته است که صبحی دگر نمی آید

                              "شب فراق به پایان مگر نمی آید؟"

کجاست اهل دلی تا دعا کند، قدری

                             که از دعای چو من هیچ اثر نمی آید

هزار مرتبه در را زدم ولی افسوس

                             کسی به دیدن من پشت در نمی آید

نسیم های فراوان رسیده تا کنعان

                             ولی ز یوسف من یک خبر نمی آید

ز غربتم چه بگویم؟که سایه ام حتی

                             گذشته از من و از پشت سر نمی آید

هنوز می طلبد قلب من تو را ای عشق

                             اگر چه از تو به جز دردسر نمی آید

درخت خشکم و می دانم اینکه در آخر

                             برای دیدن من جز تبر نمی آید

 

رضا خادمه مولوی

 

نظرات() 

وای ، باران

دوشنبه 18 مرداد 1395

نویسنده: ش ش |

ابر خاكستری بی باران پوشانده

آسمان را یكسر

          ابر خاكستری بی باران دلگیر است

و سكوت تو پس پرده ی خاكستری سرد كدورت

                                          افسوس سخت دلگیرتر است

شوق بازآمدن سوی توام هست

                                    اما

تلخی سرد كدورت در تو

پای پوینده ی راهم بسته

ابر خاكستری بی باران

                      راه بر مرغ نگاهم بسته

وای ، باران

              باران ؛

شیشه ی پنجره را باران شست

از دل من اما

                 چه كسی نقش تو را خواهد شست ؟

آسمان سربی رنگ

من درون قفس سرد اتاقم دلتنگ

می پرد مرغ نگاهم تا دور

وای ، باران

              باران ؛

پر مرغان نگاهم را شست

خواب رؤیای فراموشیهاست

خواب را دریابم

كه در آن دولت خاموشیهاست

من شكوفایی گلهای امیدم را در رؤیاها می بینم

و ندایی كه به من می گوید :

"گر چه شب تاریك است

دل قوی دار ، سحر نزدیك است "

دل من در دل شب

                     خواب پروانه شدن می بیند

مهر صبحدمان داس به دست

خرمن خواب مرا می چیند

آسمانها آبی

پر مرغان صداقت آبی ست

دیده در آینه ی صبح تو را می بیند

از گریبان تو صبح صادق

                           می گشاید پر و بال

 

 


نظرات() 

یک شب دلی به مسلخ خونم کشید و رفت

پنجشنبه 10 تیر 1395

نویسنده: ش ش | طبقه بندی:محمد علیزاده، احمدرضا شهریاری، نریمان، علی لهراسبی، ندیم، 

یک شب دلی به مسلخ خونم کشید و رفت
دیوانه ای به دام جنونم کشید و رفت

پس کوچه های قلب مرا جستجو نکرد
اما مرا به عمق درونم کشید و رفت

یک آسمان ستاره ی آتش گرفته را
بر التهاب سرد قرونم کشید و رفت

من در سکوت و بغض و شکایت ر سرنوشت
خطی به روی بخت نگونم کشید و رفت

تا از خیال گنگ رهایی رها شوم
بانگی به گوش خواب سکونم کشید و رفت

شاید به پاس حرمت ویرانه های عشق
مرحم به زخم فاجعه گونم کشید و رفت

تا از حصار حسرت رفتن گذر کنم
رنجی به قدر کوچ کنونم کشید و رفت

دیگر اسیر آن من بیگانه نیستم
از خود چه عاشقانه برونم کشید و رفت

 

از : افشین یداللهی

نظرات() 

اشعار مریم حیدر زاده – بی وفا ، انصافت کجاس ؟

پنجشنبه 10 تیر 1395

نویسنده: ش ش | طبقه بندی:محمد علیزاده، احمدرضا شهریاری، نریمان، ندیم، علی لهراسبی، 

اشعار مریم حیدر زاده – بی وفا ، انصافت کجاس ؟

آرشیو شعرهای مریم حیدرزاده

 

maryam heidar zade اشعار مریم حیدر زاده   بی وفا ، انصافت کجاس ؟

تازگیا سفر می ری

جاهای پر خطر می ری

بی سر صدا بدون من

تا ساحل خزر می ری

بی وفا انصافت کجاس

رفتن و نازت مال
ماس

تازگیا امون می دی

گل شدی ، دس تکون می دی

یه جوری به غریبه ها

اداهاتو نشون می دی

.

.

در ادامه مطلب ببینید…


ادامه مطلب

نظرات() 

تو فقط خدا خدا خدا کن

دوشنبه 23 خرداد 1390

نویسنده: ش ش | طبقه بندی:اشعار عاشقانه، 

 

بازم امشب مثل هرشب تو دلت برام دعا کن

نم نمک سکوت و بشکن زیر لب خدا خدا کن

بازم امشب مثل هر شب پر کن از صدات هوا رو

فرق سکوت و بشکن تازه کن ترانه ها رو

واسه عاشقا دعا کن که غریب روزگارن

هفتا آسمونه اما یه ستاره هم ندارن

واسه عاشقت دعا کن که تو کار دل نمونه

تو فقط خدا خدا کن که خدا خودش می دونه

تو فقط خدا خدا کن تو فقط خدا خدا کن

بازم امشب مثل هرشب تو برای من دعا کن

تو فقط خدا خدا کن تو فقط خدا خدا کن

بازم امشب مثل هرشب تو دلت برام دعا کن

 

 

نظرات() 

← درباره وبلاگ



مدیر وبلاگ : ش ش

← لینکدونی

← طبقه بندی

← آرشیو

← لینکستان


احسان خواجه امیری
محمد اصفهانی
محسن یگانه
محسن چاوشی
بنیامین بهادری
مجید خراطها
وحید خراطها
فرزاد فرزین
محمد علیزاده
مانی رهنما
علیرضا افتخاری
رضا یزدانی
رضا صادقی
شادمهر عقیلی
معین
علی عبدالمالکی
هایده
حمیرا
سوسن
مهستی
مازیار فلاحی
تیتراژ سریال ها
همایون شجریان
محمدرضا شجریان
سیاوش قمیشی
ابی
ستار
رقص عربی
رقص ترکی
ندیم
نریمان
نیما مسیحا
طلیسچی
مجید یحیایی
مرتضی پاشایی
مهدی احمدوند
میثم ابراهیمی
مهدی یراحی
مجید اخشابی
محمدرضا گلزار
محمدرضا هدایتی

← آخرین پستها

← نویسندگان

← ابر برچسبها

← آمار وبلاگ

  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :