تبلیغات
گریه شبانه (متن آهنگ، دانلود نرم افزار و بازی و آهنگ و دکلمه) - مطالب ابر شمس لنگرودی
گریه شبانه (متن آهنگ، دانلود نرم افزار و بازی و آهنگ و دکلمه)

اشعار زیبای شمس لنگرودی

یکشنبه 28 آذر 1395

نویسنده: ش ش | طبقه بندی:شمس لنگرودی، 

رسم کردن دستهای تو

باد
بر کلمات من می چرخد
غبار حروف را پاک می کند
می بیند نیستی.
 
این گونه که او پرسه زنان دور می شود
بر می گردد
برف در دهانم خواهد ریخت.
 
از شمس لنگرودی
تگ: شمس لنگرودی، محمد شمس لنگرودی، شعر شمس، شعر شمس لنگرودی، شعر لنگرودی، شعر سپید، شعر سپید معاصر،عاشقانه معاصر، عاشقانه های شمس لنگرودی، 53 ترانه عاشقانه، پنجاه و سه ترانه عاشقانه، کتاب شمس لنگرودی، اشعار شمس لنگرودی

برچسب‌ها: شمس لنگرودی
▐ چرخ خیاطی

چرخ خیاطی!
چرخ کن
ژنده پارۀ روزهایم را و سکوت را
چرخ کن
باران و کویر را در گل هائی که سکوت کرده اند
دهانم را چرخ کن
تا از خیاطم نگویم
چگونه پیراهن مان را نابینا نابینا چرخ می کند
چگونه پیراهن سردمان را می دوزد.

از شمس لنگرودی
تگ: شمس لنگرودی، محمد شمس لنگرودی، شعر شمس، شعر شمس لنگرودی، شعر لنگرودی، شعر سپید، شعر سپید معاصر،عاشقانه معاصر، عاشقانه های شمس لنگرودی، 53 ترانه عاشقانه، پنجاه و سه ترانه عاشقانه، کتاب شمس لنگرودی، اشعار شمس لنگرودی

برچسب‌ها: شمس لنگرودی
▐ چیز بدی نیست جنگ

چیز بدی نیست جنگ
شکست می خورم
اشغالم میکنی..

از شمس لنگرودی
تگ: شمس لنگرودی، محمد شمس لنگرودی، شعر شمس، شعر شمس لنگرودی، شعر لنگرودی، شعر سپید، شعر سپید معاصر،عاشقانه معاصر، عاشقانه های شمس لنگرودی، 53 ترانه عاشقانه، پنجاه و سه ترانه عاشقانه، کتاب شمس لنگرودی، اشعار شمس لنگرودی

برچسب‌ها: شمس لنگرودی
▐ چرا ننویسم زیباست زندگی

چرا ننویسم زیباست زندگی
وقتی دو کرکس را در عشق بازی شان دیده ام
چرا ننویسم زیبا نیست زندگی
وقتی تفنگ شکارچی
به صورتشان خیره بود.
 
از شمس لنگرودی

برچسب‌ها: شمس لنگرودی
▐ آخر به چه درد می خورد ؟

آخر به چه درد می خورد
آفتاب اسفند
این که جای پای تو را
آب کرده است
 
از شمس لنگرودی

برچسب‌ها: شمس لنگرودی
▐ کنار توام

در هر ایستگاهی که پیاده شوی
کنار توام
این قطار
مثل همیشه در کف دستم راه می رود
 
از شمس لنگرودی

برچسب‌ها: شمس لنگرودی
▐ دیر کرده ای

بر دکه ی روزنامه فروشی
باران
به شکل الفبا می بارد
دوست دارم
چند حرف و شاخه گلی در منقار بگیرم
و منتظرت بمانم
باران عصر
موزون و مقفا
می بارد
می بارد
می بارد
و تو
دیر کرده یی
گل ها
مثل پرندگان به دام افتاده در کف من می لرزند
 
تو نخواهی آمد
و شعر
داستان پرنده یی است
که پرواز را دوست دارد و
بالی ندارد
 
از شمس لنگرودی

برچسب‌ها: شمس لنگرودی
▐ عکس‌های من!‌

سوت بزنید
همان که سر از سنگر بیرون می‌کشد
دوست ماست
همان که شما او را می‌کشید.
 
ای عکس‌های من به چه درد می‌خورید
از ما کدام یک عاشق‌تر است
او که به خاطر یک سوت مرده است
یا من که به خاطر او می‌میرم.
 
ای عکس‌های تمام قد
شما از من یادگارید
یا من یادگار شمایم
دارم پیر می‌شوم
دارم پیر می‌شوم
رفیق مرا از روی زمین بردارید
عکس‌های من!‌

از شمس لنگرودی
تگ: شمس لنگرودی، محمد شمس لنگرودی، شعر شمس، شعر شمس لنگرودی، شعر لنگرودی، شعر سپید، شعر سپید معاصر،عاشقانه معاصر، عاشقانه های شمس لنگرودی، 53 ترانه عاشقانه، پنجاه و سه ترانه عاشقانه، کتاب شمس لنگرودی، اشعار شمس لنگرودی

برچسب‌ها: شمس لنگرودی
▐ شعری برای 26 آبان

ساعت
دوازده و بیست و پنج دقیقه ی نیمروز
بیست و ششم آبان .
 
آفریدگارا
بگذار
دهان تو را ببوسم
غبار ستاره ها را از پلك فرشتگانت بروبم
كف خانه ات را
با دمب بریده ی شیطان جارو كنم
متولد شدم
در مرز نازك نیستی
سگ های شما
از دهان فرشتگان دورو نجاتم دادند .
 
پروردگارا
نه درخت گیلاس ، نه شراب به
از سر اشتباهی
آتش را
به نطفه های فرشته یی آمیختی
و مرا آفریدی .
 
 اما تو به من نفس بخشیدی عشق من !
دهانم را تو گشودی
و بال مرا كه نازك و پرپری بود
تو به پولادی از حریر
 مبدل كردی .
 
سپاسگزارم خدای من
خنده را
برای دهان او
او را
به خاطر من
و مرا
به نیت گم شدن آفریدی .
 
از شمس لنگرودی
تگ: شمس لنگرودی، محمد شمس لنگرودی، شعر شمس، شعر شمس لنگرودی، شعر لنگرودی، شعر سپید، شعر سپید معاصر،عاشقانه معاصر، عاشقانه های شمس لنگرودی، 53 ترانه عاشقانه، پنجاه و سه ترانه عاشقانه، کتاب شمس لنگرودی، اشعار شمس لنگرودی

برچسب‌ها: شمس لنگرودی
▐ نه نمی توانم فراموشت کنم..


نه نمی توانم فراموشت کنم
زخمهای من بی حضور تو، از تسکین سرباز می زنند
بالهای من تکه تکه فرو می ریزند
بره های مسیح را می بینم، که به دنبالم می دوند
و نشان فولوت تو را می پرسند
نه نمی توانم فراموشت کنم
خیابانها بی حضور تو
راههای آشکار جهنمند
تو پرنده ای معصومی، که راهش را در باغ حیات زندانی گم کرده است
تک صورتی ازلی بر رخسار تمام پیامبرانی
باد تشنه تابستانی، که گندم زاران رسیده در قدوم تو خم می شوند
آشیانه ی رودی از برف، که از قله های بهار فرو می ریزد
نه نمی توانم، نمی خواهم که فراموشت کنم!
تپه های خشکیده از پله های تو بالا می آیند
تا به بوی نفسهای تو درمان شوند و به کوهستان باز گردند
ماه هزار ساله، دست نوشته ی آخرش را برای تو می فرستد تا تصحیح اش کنی
نه نمی توانم فراموشت کنم
قزل آلای عصیانگری که به چشمه خود باز می رود
خونین شده در رودها که به جانب دریا روان است.
 
از شمس لنگرودی
تگ: شمس لنگرودی، محمد شمس لنگرودی، شعر شمس، شعر شمس لنگرودی، شعر لنگرودی، شعر سپید، شعر سپید معاصر،عاشقانه معاصر، عاشقانه های شمس لنگرودی، 53 ترانه عاشقانه، پنجاه و سه ترانه عاشقانه، کتاب شمس لنگرودی، اشعار شمس لنگرودی

برچسب‌ها: شمس لنگرودی
▐ نبودی

بین من و تو
چهل زندان بود
حیاط به حیاط زندان
با پرچم صلحی در دست آمدم
تو نبودی.
  
از شمس لنگرودی

برچسب‌ها: شمس لنگرودی
▐ تا برگردی و دست تکان دهی

بر نمی گردند شعرها
به خانه نمی روند
تا برگردی و دست تکان دهی
روبانهای سفید را در کف شعرها ببین
که چگونه در باران می لرزند
روبانهای سفید پیچیده بر گل سرخهای بی تاب را ببین
بر نمی گردند شعرها، پراکنده نمی شوند
به انتظار تو در بارانی ایستاده اند
و به لبخندی، به تکان دستی دلخوشند
هیچ چیز با تو شروع نشد
همه چیز با تو تمام می شود
کوهستانهایی که قیام کرده اند
تا آمدنت را پیش از همگان ببینند
اقیانوسها که کف بر لب می غرند و به جویبار تو راهی ندارند
باد و هوا که در اندیشه اند، چرا انسان نیستند که با تو سخن بگویند
و تو! سوسن خاموش
همه چیزت را در ظرفی گذاشته به من داده ای
تا بین واژگان گرسنه قسمت کنم
هیچ چیز با تو شروع نشد
همه چیز با تو تمام می شود
جز نامم...
 
از شمس لنگرودی

برچسب‌ها: شمس لنگرودی
▐ به تو لبخند می زنم

آن قدر به تو نزدیک بودم
که تو را ندیدم
در تاریکی خود، به تو لبخند می زنم
شکرانۀ روزهایی
که کنار تو
راه رفته ام.
 
از شمس لنگرودی
تگ: شمس لنگرودی، محمد شمس لنگرودی، شعر شمس، شعر شمس لنگرودی، شعر لنگرودی، شعر سپید، شعر سپید معاصر،عاشقانه معاصر، عاشقانه های شمس لنگرودی، 53 ترانه عاشقانه، پنجاه و سه ترانه عاشقانه، کتاب شمس لنگرودی، اشعار شمس لنگرودی

برچسب‌ها: شمس لنگرودی
▐ ﺑﻲ ﭘﺎﻳﺎﻥ...

ﺗﻤﺎﻣﻲ ﺭﻭﺯﻫﺎ ﻳﻚ ﺭﻭﺯﻧﺪ
ﺗﻜﻪ ﺗﻜﻪ
ﻣﻴﺎﻥ ﺷﺒﻲ ﺑﻲ ﭘﺎﻳﺎﻥ...
 
از ﺷﻤﺲ ﻟﻨﮕﺮﻭﺩﻱ
تگ: شمس لنگرودی، محمد شمس لنگرودی، شعر شمس، شعر شمس لنگرودی، شعر لنگرودی، شعر سپید، شعر سپید معاصر،عاشقانه معاصر، عاشقانه های شمس لنگرودی، 53 ترانه عاشقانه، پنجاه و سه ترانه عاشقانه، کتاب شمس لنگرودی، اشعار شمس لنگرودی

برچسب‌ها: شمس لنگرودی
▐ دیدار تو كشتزار نور است

دیدار تو كشتزار نور است
آهویى بى‏قرار
كه از لب تشنه‏اش
آفتابِ سحر فرو مى‏ریزد،
دیدارت سكوت است
آبشار پرندگانى كه راه سپیده را مى‏جویند،
لیوانى عسل
در كف ناخدایى خسته كه بوى نهنگ مى‏دهد،
چایى دم كشیده
(درست لحظه‏یى كه از تمام دغدغه‏ها فارغ مى‏شوى)
دیدار تو كشتزار نور است
با بزهایى از بلور
كه به سوى صخره چرا مى‏كنند
بى آن كه بدانند مى‏شكنند
و غبار بلور
در روحم فرو مى‏پاشند.
 
از شمس لنگرودی
تگ: شمس لنگرودی، محمد شمس لنگرودی، شعر شمس، شعر شمس لنگرودی، شعر لنگرودی، شعر سپید، شعر سپید معاصر،عاشقانه معاصر، عاشقانه های شمس لنگرودی، 53 ترانه عاشقانه، پنجاه و سه ترانه عاشقانه، کتاب شمس لنگرودی، اشعار شمس لنگرودی

برچسب‌ها: شمس لنگرودی
▐ می‌خواهم دوباره به دنیا بیایم

می‌خواهم دوباره به دنیا بیایم
 بیرون در، تو منتظرم بوده باشی
 و بی‌آنکه کسی بفهمد
 جای بیداری و خواب را
 به رسم خودمان درآریم
 چه بود بیداری
 که زندگی‌اش نام کرده بودند.
 
از شمس لنگرودی
تگ: شمس لنگرودی، محمد شمس لنگرودی، شعر شمس، شعر شمس لنگرودی، شعر لنگرودی، شعر سپید، شعر سپید معاصر، عاشقانه معاصر، عاشقانه های شمس لنگرودی، 53 ترانه عاشقانه، پنجاه و سه ترانه عاشقانه، کتاب شمس لنگرودی، اشعار شمس لنگرودی

برچسب‌ها: شمس لنگرودی
▐ جز روزگار من...

جز روزگار من
همه چیز را سفید کرده برف
 
از شمس لنگرودی
تگ: شمس لنگرودی، محمد شمس لنگرودی، شعر شمس، شعر شمس لنگرودی، شعر لنگرودی، شعر سپید، شعر سپید معاصر،عاشقانه معاصر، عاشقانه های شمس لنگرودی، 53 ترانه عاشقانه، پنجاه و سه ترانه عاشقانه، کتاب شمس لنگرودی، اشعار شمس لنگرودی

برچسب‌ها: شمس لنگرودی
▐ عکس می گیرم

عکس می گیرم
از ضربات شعری
که بر من فرود آوردی
عکس می گیرم
از صبحی برفی در ملائی که تو تیربارانم کرده ئی
 
عکس می گیرم
از صدای تو، لبخندت، شکستن آوازم
و نشان می دهم
به کسی که شعر مرا می خواند
و باریکه ئی از ابر
در حیرت لبخندش موج می زند.
 
از شمس لنگرودی
تگ: شمس لنگرودی، محمد شمس لنگرودی، شعر شمس، شعر شمس لنگرودی، شعر لنگرودی، شعر سپید، شعر سپید معاصر،عاشقانه معاصر، عاشقانه های شمس لنگرودی، 53 ترانه عاشقانه، پنجاه و سه ترانه عاشقانه، کتاب شمس لنگرودی، اشعار شمس لنگرودی

برچسب‌ها: شمس لنگرودی
▐ زنده‌باشی کبوتر آرام ما

در سایه‌ی هر کلاهی
کبوتر جادوگری است
و زیر بغ بغوی هر کبوتر آرام
رودخانه‌یی
سربازان فراری را به جبهه‌ی جنگ می‌برد.
 
سربازان ترانه‌ی میهنی می‌خوانند
شلیک می‌کنند
می‌میرند.
 
زنده‌باشی کبوتر آرام ما
زنده باشی
همه‌مان را
زنده زنده
تحویل پاسگاه پلیس داده‌ئی.
 
از شمس لنگرودی
از شعرهای منتشر نشده كتاب صبح آفتابی‌تان به‌خیر گرگ برفی
تگ: شمس لنگرودی، محمد شمس لنگرودی، شعر شمس، شعر شمس لنگرودی، شعر لنگرودی، شعر سپید، شعر سپید معاصر،عاشقانه معاصر، عاشقانه های شمس لنگرودی، 53 ترانه عاشقانه، پنجاه و سه ترانه عاشقانه، کتاب شمس لنگرودی، اشعار شمس لنگرودی

برچسب‌ها: شمس لنگرودی
▐ پدر !

پدر!
من یوسفم
تو از برابر چاهم گذشتی
و صدای هواپیما نگذاشت که صدایم را بشنوی.
 
برادران تنی
پیرهنم را در موزه حراج کرده‌اند
و برای فروش کتاب‌هائی
درباره‌ی من
به سفر می‌روند.
 
از شمس لنگرودی
تگ: شمس لنگرودی، محمد شمس لنگرودی، شعر شمس، شعر شمس لنگرودی، شعر لنگرودی، شعر سپید، شعر سپید معاصر،عاشقانه معاصر، عاشقانه های شمس لنگرودی، 53 ترانه عاشقانه، پنجاه و سه ترانه عاشقانه، کتاب شمس لنگرودی، اشعار شمس لنگرودی

برچسب‌ها: شمس لنگرودی
▐ لیمویی بی هوش

شبانه
درختانی دیده ام
با پنجه های آویخته روشن
كه به جانب آب می دوند.
 
آبی دیده ام
كه ایستاده است
به باغ برهنه لباس زمستانی می فروشد.
 
و دلی دیده ام از كاغذ
لیمویی بی هوش
كه روشن و خاموش می شد
و در تن من می تپید
دلی كه تو را دیده بود ، آمده بودی
كاغذ را ورق می زدی .
 
از شمس لنگرودی
تگ: شمس لنگرودی، محمد شمس لنگرودی، شعر شمس، شعر شمس لنگرودی، شعر لنگرودی، شعر سپید، شعر سپید معاصر،عاشقانه معاصر، عاشقانه های شمس لنگرودی، 53 ترانه عاشقانه، پنجاه و سه ترانه عاشقانه، کتاب شمس لنگرودی، اشعار شمس لنگرودی

برچسب‌ها: شمس لنگرودی
▐ باد می وزید

باد می وزید
که تو پر کشیدی
شاد بودید
هم تو
هم شکارچی گنگی
که از سر اتفاق
در سایه ی شاخه ها می گذشت.
 
از شمس لنگرودی
تگ: شمس لنگرودی، محمد شمس لنگرودی، شعر شمس، شعر شمس لنگرودی، شعر لنگرودی، شعر سپید، شعر سپید معاصر،عاشقانه معاصر، عاشقانه های شمس لنگرودی، 53 ترانه عاشقانه، پنجاه و سه ترانه عاشقانه، کتاب شمس لنگرودی، اشعار شمس لنگرودی

برچسب‌ها: شمس لنگرودی
▐ آرام باش عزیز من، آرام باش

آرام باش عزیز من، آرام باش
حکایت دریاست زندگی
گاهی درخشش آفتاب، برق و بوی نمک، ترشح شادمانی
گاهی هم فرو می‌رویم، چشم‌های مان را می‌بندیم، همه جا تاریکی است،
آرام باش عزیز من، آرام باش
دوباره سر از آب بیرون می آوریم
و تلالو آفتاب را می بینیم
زیر بوته ای از برف
که این دفعه
درست از جایی که تو دوست داری، طالع می شود.
 
از شمس لنگرودی
تگ: شمس لنگرودی، محمد شمس لنگرودی، شعر شمس، شعر شمس لنگرودی، شعر لنگرودی، شعر سپید، شعر سپید معاصر،عاشقانه معاصر، عاشقانه های شمس لنگرودی، 53 ترانه عاشقانه، پنجاه و سه ترانه عاشقانه، کتاب شمس لنگرودی، اشعار شمس لنگرودی

برچسب‌ها: شمس لنگرودی
▐ آتشزنه‌ای ویرانگر

نه، نمی‌توانم فراموشت کنم
زخم‌های من، بی‌حضور تو از تسکین سر باز می‌زنند
بال‌های من
تکه‌تکه فرو می‌ریزند
بره‌های مسیح را می‌بینم که به دنبالم می‌دوند
و نشان فلوت تو را می‌پرسند
نه، نمی‌توانم فراموشت کنم
 
خیابان‌ها بی‌حضور تو راه‌های آشکار جهنم‌اند
تو پرنده‌یی معصومی
که راهش را
در باغ حیاط زندانی گم کرده است
تک‌ صورتی ازلی، بر رخسار تمام پیامبرانی
باد تشنه‌ی تابستانی
که گندم‌زاران رسیده در قدوم تو خم می‌شوند
آشیانه‌ی رودی از برف
که از قله‌های بهار فرو می‌ریزد
نه
نمی‌توانم
نمی‌خواهم که فراموشت کنم
 
تپه‌های خشکیده
از پله‌های تو بالا می‌آیند
تا به بوی نفس‌های تو درمان شوند و به کوهستان بازگردند
ماه هزار ساله دست‌نوشته‌ی آخرش را برای تو می‌فرستد
تا تصحیحش کند
 
نه، نمی‌توانم فراموشت کنم
قزل‌آلایی عصیانگری که به چشمه‌ی خود باز می‌رود
خونین شده در رودها که به جانب دریا روان است.
 
از شمس لنگرودی
تگ: شمس لنگرودی، محمد شمس لنگرودی، شعر شمس، شعر شمس لنگرودی، شعر لنگرودی، شعر سپید، شعر سپید معاصر،عاشقانه معاصر، عاشقانه های شمس لنگرودی، 53 ترانه عاشقانه، پنجاه و سه ترانه عاشقانه، کتاب شمس لنگرودی، اشعار شمس لنگرودی

برچسب‌ها: شمس لنگرودی
▐ ترانه عاشقانه

ماجراى مرا پایانى نبود
در تمام اتاق‏ها
خیال‏هاى تو پرپرزنان مى‏رفتند و مى‏آمدند
و پرندگانى
بال‏هاى تو را مى‏چیدند و به خود مى‏بستند
كه فریبم دهند
موسى
در آتش تكه‏هاى عصایش مى‏سوخت
بع‏بع گوسفندانى گریان
در فراق شبان گمشده
در اتاقم مى‏پیچید
و من
تكه تكه
فراموش مى‏شدم.
 
بوى پیرهنت چون برف بهارى تمام اتاق‏ها را سفید كرده بود
عقربه‏ها
مثل دو تیغه الماس
بر مچ دستم برق مى‏زدند
و زمین
به قطره اشك درشتى معلق مى‏مانست.
 
ماجراى مرا پایانى نبود
اگر عطر تو از صندلى برنمى‏خاست
دستم را نمى‏گرفت و
به خیابانم نمى‏برد.
 
از شمس لنگرودی
از کتاب پنجاه و سه ترانه عاشقانه
تگ: شمس لنگرودی، محمد شمس لنگرودی، شعر شمس، شعر شمس لنگرودی، شعر لنگرودی، شعر سپید، شعر سپید معاصر،عاشقانه معاصر، عاشقانه های شمس لنگرودی، 53 ترانه عاشقانه، پنجاه و سه ترانه عاشقانه، کتاب شمس لنگرودی، اشعار شمس لنگرودی

برچسب‌ها: شمس لنگرودی
▐ سر می روم از خویش

سر می روم از خویش
از گوشه گوشه فرو می ریزم
و عطر تو
رسوایم می كند.
 
از شمس لنگرودی
تگ: شمس لنگرودی، محمد شمس لنگرودی، شعر شمس، شعر شمس لنگرودی، شعر لنگرودی، شعر سپید، شعر سپید معاصر،عاشقانه معاصر، عاشقانه های شمس لنگرودی، 53 ترانه عاشقانه، پنجاه و سه ترانه عاشقانه، کتاب شمس لنگرودی، اشعار شمس لنگرودی

برچسب‌ها: شمس لنگرودی
▐ برف

آنچه سبک می آید
برف
آنچه سنگین می گذرد
برف برف.
 
از شمس لنگرودی
تگ: شمس لنگرودی، محمد شمس لنگرودی، شعر شمس، شعر شمس لنگرودی، شعر لنگرودی، شعر سپید، شعر سپید معاصر،عاشقانه معاصر، عاشقانه های شمس لنگرودی، 53 ترانه عاشقانه، پنجاه و سه ترانه عاشقانه، کتاب شمس لنگرودی، اشعار شمس لنگرودی

برچسب‌ها: شمس لنگرودی
▐ با ...

ﺍﺯ ﭘﻴﺸﺖ ﻛﻪ ﺑﺮﻣﯽ ﮔﺮﺩﻡ
ﺣﺲ ﮔﺎﻭ ﻧﺮﯼ ﺯﺧﻤﯽ ﺑﺎ ﻣﻦ ﺍﺳﺖ
ﻭﻗﺘﯽ ﺍﺯ ﻣﻴﺪﺍﻥ
ﺑﻪ ﺳﻮﯼ ﻣﺮﺗﻊ ﺧﻮﺩ ﻣﯽ ﺩﻭﺩ
ﺑﺎ ﻧﻴﺰﻩ ﻫﺎﯼ ﻣﺮﺻﻌﯽ ﺩﺭ ﭘﺸﺘﻢ.
 
از ﺷﻤﺲ ﻟﻨﮕﺮﻭﺩﯼ
تگ: شمس لنگرودی، محمد شمس لنگرودی، شعر شمس، شعر شمس لنگرودی، شعر لنگرودی، شعر سپید، شعر سپید معاصر،عاشقانه معاصر، عاشقانه های شمس لنگرودی، 53 ترانه عاشقانه، پنجاه و سه ترانه عاشقانه، کتاب شمس لنگرودی، اشعار شمس لنگرودی

برچسب‌ها: شمس لنگرودی
▐ درهایت را باز کن

با خالكوب ستاره ها
بر تاریكی دست ها
عابران به سوی تو بال می زنند
می آیند
تا در حیاط خانه تو
گل های پژمرده خود را بكارند
و تو از راهی می رسی
كه پریشانی دور می شود...
تو اینهمه نزدیك بودی و اینهمه دور به نظر می رسیدی!
پس پلك هایمان بودی، و دیده نمی شدی!
درهایت را باز كن
ما ایستاده ایم
خیابان های تو ما را پیش می برد
ما می آئیم
تا جای واژه نارنج نارنج
و جای هوا هوا بنشانیم
و در شعری زنده شناور باشیم...
تو نخستین حرفی
كه نخستین برگ های بهاری به زبان می آرند
نخستین نانی
كه پس از جنگی شوم
از تنور دهكده ای خارج می شود
نخستین نامی
كه بر بچه زندگی می گذاریم...
در هایت را باز كن
ما می آئیم
با عكس جوانی تو
در جیب پاره مان
و هر چه كه نزدیك تر می شویم
تو جوان تر و زیباتر می شوی
درهایت را باز كن
هر چه نشانه است در كف مان
خانه توست
ای آزادی.
 
از شمس لنگرودی
تگ: شمس لنگرودی، محمد شمس لنگرودی، شعر شمس، شعر شمس لنگرودی، شعر لنگرودی، شعر سپید، شعر سپید معاصر،عاشقانه معاصر، عاشقانه های شمس لنگرودی، 53 ترانه عاشقانه، پنجاه و سه ترانه عاشقانه، کتاب شمس لنگرودی، اشعار شمس لنگرودی

برچسب‌ها: شمس لنگرودی
▐ یخبندان

حرفت را
بر خود می كشم و گرم می شوم
یخبندان چنان است
كه دو پنگوئن در من راه می روند
و سپاسم می گویند.
 
از شمس لنگرودی
تگ: شمس لنگرودی، محمد شمس لنگرودی، شعر شمس، شعر شمس لنگرودی، شعر لنگرودی، شعر سپید، شعر سپید معاصر،عاشقانه معاصر، عاشقانه های شمس لنگرودی، 53 ترانه عاشقانه، پنجاه و سه ترانه عاشقانه، کتاب شمس لنگرودی، اشعار شمس لنگرودی

برچسب‌ها: شمس لنگرودی
▐ جناب حضرت نوح!

جناب حضرت نوح!
با این حساب
از توفان بزرگ به این زودی ها خبری نیست
با انبوه درختی که شما بریدید
چند کشتی کوچک بسازید
برویم بر دریا خوش باشیم.
 
برای غرق کردنمان
وقت بسیار است.
 
از شمس لنگرودی
تگ: شمس لنگرودی، محمد شمس لنگرودی، شعر شمس، شعر شمس لنگرودی، شعر لنگرودی، شعر سپید، شعر سپید معاصر،عاشقانه معاصر، عاشقانه های شمس لنگرودی، 53 ترانه عاشقانه، پنجاه و سه ترانه عاشقانه، کتاب شمس لنگرودی، اشعار شمس لنگرودی

برچسب‌ها: شمس لنگرودی
▐ ندا

دخترم
سنت شان بود
زنده به گورت كنند
تو كشته شدى
ملتى زنده به گور مى شود.
 
ببین كه چه آرام سر بر بالش مى گذارد
او كه پول مرگ تو را گرفته
شام حلال مى خورد.
 
تو فقط ایستاده بودى
و خوش‌دلانه نگاه مى كردى
كه به خانه‌ات بر گردى
اما دیگر اتاق كوچك خود را نخواهى دید دخترم
و خیل خیال هاى خوش آینده
بر در و دیوارش پرپر مى زنند.
 
تو مثل مرغ حلالى به دام افتادى
مرغى حیران
كه مضطربانه چهره ى صیادش را جستجو مى كند
تو به دام افتادى
همچون خوشه‌ى انگورى
كه لگدكوب شد
و بدل به شراب حرام مى‌شود.
 
كیانند اینان
پنهان بر پنجره‌ها، بام‌ها
كیانند اینان در تاریكى
كه با صداى پرنده ى خانگى
پارس مى كنند.
 
كشتندت دخترم
كشتندت
تا یك تن كم شود
اما تو چگونه این همه تكثیر مى شوى.
آه نداى عزیز من
گل سرخى كه بر گلوى تو روئیده بود
باز شد
گسترده شد
و نقشه ى ایران را در ترنم گلبرگ هایش فرو پوشانید
و اینانى كه ندا داده اند
بلبلانند
میلیون ها تن كه گرد گلى نشسته
و نام تو را مى خوانند.
یعنى ممكن است صداشان را كه براى تو آواز مى خوانند نشنوى
یعنى پنجره ات را بستند كه صداى پیروزى خود را هم نشنوى
ببین كه چه آرام سر بر بالش مى گذارد
او كه صید حلال مى خورد
 
از شمس لنگرودی
تگ: شمس لنگرودی، محمد شمس لنگرودی، شعر شمس، شعر شمس لنگرودی، شعر لنگرودی، شعر سپید، شعر سپید معاصر،عاشقانه معاصر، عاشقانه های شمس لنگرودی، 53 ترانه عاشقانه، پنجاه و سه ترانه عاشقانه، کتاب شمس لنگرودی، اشعار شمس لنگرودی

برچسب‌ها: شمس لنگرودی
▐ می خواستم ترانه یی باشم

می خواستم ترانه یی باشم
كه بچه های دبستانی از بر كنند
دریا كه می شنود
توفان اش را پشت اش پنهان كن
و برگ های علف
نت های به هم خوردن شان را
از روی صدای من بنویسند .
 
می خواستم ترانه یی باشم
كه چشمه زمزمه ام كند
آبشار
با سنج و دهل بخواند .
 
اما ترانه ی غمگینم
و دریا ، غروب
بچه هایش را جمع می كند كه صدایم را نشنوند .
 
نت هایم را تمام نكرده
چرا
رهایم كردی.
 
از شمس لنگرودی
تگ: شمس لنگرودی، محمد شمس لنگرودی، شعر شمس، شعر شمس لنگرودی، شعر لنگرودی، شعر سپید، شعر سپید معاصر،عاشقانه معاصر، عاشقانه های شمس لنگرودی، 53 ترانه عاشقانه، پنجاه و سه ترانه عاشقانه، کتاب شمس لنگرودی، اشعار شمس لنگرودی

برچسب‌ها: شمس لنگرودی
▐ حتا شاخه ها

آیا برای گرم کردن بازارشان
به آتش‌تان کشیدند؟
حتا باد ایستاده بود و نگاه می‌کرد که شعله فرو بنشیند
حتا شاخه‌ها
از سوزاندن خود
تن زدند
کودکان اول ابتدایی
از هفت سالگی به عقب برگشتند
تا اعداد و حروفِ دروغ را نخوانند.
و به هنگامی که از مراسم‌تان بازگشتیم
دست نوشته‌های مجسمه‌ها بر کاغذ
بر پایه‌ی شکسته‌ی مرمری می‌لرزید
آنان
شرمناکِ سنگ بودن‌شان
سر به بیابان‌ها، رفته بودند.

از شمس لنگرودی
تگ: شمس لنگرودی، محمد شمس لنگرودی، شعر شمس، شعر شمس لنگرودی، شعر لنگرودی، شعر سپید، شعر سپید معاصر،عاشقانه معاصر، عاشقانه های شمس لنگرودی، 53 ترانه عاشقانه، پنجاه و سه ترانه عاشقانه، کتاب شمس لنگرودی، اشعار شمس لنگرودی

برچسب‌ها: شمس لنگرودی
▐ چرا خاموشی

می‌گویم زغال چرا خاموشی!
گل سرخ هائی در دهانت پنهان است
چرا سخنی نمی گوئی
مگر كه بسوزانندت.
 
از شمس لنگرودی
تگ: شمس لنگرودی، محمد شمس لنگرودی، شعر شمس، شعر شمس لنگرودی، شعر لنگرودی، شعر سپید، شعر سپید معاصر،عاشقانه معاصر، عاشقانه های شمس لنگرودی، 53 ترانه عاشقانه، پنجاه و سه ترانه عاشقانه، کتاب شمس لنگرودی، اشعار شمس لنگرودی

برچسب‌ها: شمس لنگرودی
▐ تنهایی ها

تنهایی ها عمیق اند
عمیق
مثل صورت مردگان.
 
حلزون ها چقدر تنهایند
به جز آشیانه ی خود همراهی ندارند.
 
تنهایی ها عمیق اند، آشیانه ی کوچکم!
و تو در خاموشی هایم می درخشی
در آتش و روشنی می درخشی
و من آن قدر دوستت دارم
که فراموش می کنم
زندگی
با بلعیدن زندگان است تنها که ادامه دارد
 
از شمس لنگرودی
تگ: شمس لنگرودی، محمد شمس لنگرودی، شعر شمس، شعر شمس لنگرودی، شعر لنگرودی، شعر سپید، شعر سپید معاصر،عاشقانه معاصر، عاشقانه های شمس لنگرودی، 53 ترانه عاشقانه، پنجاه و سه ترانه عاشقانه، کتاب شمس لنگرودی، اشعار شمس لنگرودی

برچسب‌ها: شمس لنگرودی
▐ پس این فرشتگان به چه کاری مشغولند

پس این فرشتگان به چه کاری مشغولند
که مثل پرندگان راست راست می‌چرخند در هوا
سر ماه
حقوق‌شان را می‌گیرند
 
پس این فرشتگان به چه کاری مشغولند
که مرگ تو را ندیدند.
کاش پر وبال‌شان در آتش آفتاب تیر بسوزد
ما با ذغال‌شان
شعار خیابانی بنویسیم.
 
پس این فرشتگان پیر شده
جز جاسوسی ما
به چه کار بد دیگری مشغولند
که فریاد ما به گوش کسی نمی‌رسد.
 
از شمس لنگرودی
تگ: شمس لنگرودی، محمد شمس لنگرودی، شعر شمس، شعر شمس لنگرودی، شعر لنگرودی، شعر سپید، شعر سپید معاصر،عاشقانه معاصر، عاشقانه های شمس لنگرودی، 53 ترانه عاشقانه، پنجاه و سه ترانه عاشقانه، کتاب شمس لنگرودی، اشعار شمس لنگرودی

برچسب‌ها: شمس لنگرودی
▐ از گلی که نچیده ام

از گلی که نچیده ام
عطری به سرانگشتم نیست
خاری در دل است
 
از شمس لنگرودی
تگ: شمس لنگرودی، محمد شمس لنگرودی، شعر شمس، شعر شمس لنگرودی، شعر لنگرودی، شعر سپید، شعر سپید معاصر،عاشقانه معاصر، عاشقانه های شمس لنگرودی، 53 ترانه عاشقانه، پنجاه و سه ترانه عاشقانه، کتاب شمس لنگرودی، اشعار شمس لنگرودی

برچسب‌ها: شمس لنگرودی
▐ سوگندش می دهم

سر بر زانوی كویر می گذارم
سوگندش می دهم بس كند
با این همه آب
كه از آسمان مجروح می بارد
از گل و لای بی حاصل
سنگینم می كند.
 
از شمس لنگرودی
تگ: شمس لنگرودی، محمد شمس لنگرودی، شعر شمس، شعر شمس لنگرودی، شعر لنگرودی، شعر سپید، شعر سپید معاصر،عاشقانه معاصر، عاشقانه های شمس لنگرودی، 53 ترانه عاشقانه، پنجاه و سه ترانه عاشقانه، کتاب شمس لنگرودی، اشعار شمس لنگرودی

برچسب‌ها: شمس لنگرودی
▐ صبح، عصر

صبح
قطره نوری است
که نشت می کند
عصر
باد و هوا پاکش می کنند.
 
از شمس لنگرودی
تگ: شمس لنگرودی، محمد شمس لنگرودی، شعر شمس، شعر شمس لنگرودی، شعر لنگرودی، شعر سپید، شعر سپید معاصر،عاشقانه معاصر، عاشقانه های شمس لنگرودی، 53 ترانه عاشقانه، پنجاه و سه ترانه عاشقانه، کتاب شمس لنگرودی، اشعار شمس لنگرودی

برچسب‌ها: شمس لنگرودی
▐ من و این پرنده كوچك

- مادر
بین من و این پرنده كوچك
تو كدام شان را می خواهی.
- پیداست پسرم
گرسنه ایم و این پرنده ببین چه آوازی می خواند.
 
از شمس لنگرودی
تگ: شمس لنگرودی، محمد شمس لنگرودی، شعر شمس، شعر شمس لنگرودی، شعر لنگرودی، شعر سپید، شعر سپید معاصر،عاشقانه معاصر، عاشقانه های شمس لنگرودی، 53 ترانه عاشقانه، پنجاه و سه ترانه عاشقانه، کتاب شمس لنگرودی، اشعار شمس لنگرودی

برچسب‌ها: شمس لنگرودی
▐ ای رود

ای رود
سنگ باش و به سایه ی خود تکیه کن
دریا را دیده اند
سایه ی دیگری در کار نیست
 
از شمس لنگرودی
تگ: شمس لنگرودی، محمد شمس لنگرودی، شعر شمس، شعر شمس لنگرودی، شعر لنگرودی، شعر سپید، شعر سپید معاصر،عاشقانه معاصر، عاشقانه های شمس لنگرودی، 53 ترانه عاشقانه، پنجاه و سه ترانه عاشقانه، کتاب شمس لنگرودی، اشعار شمس لنگرودی

برچسب‌ها: شمس لنگرودی
▐ لگدکوبش کن

دلتنگی
خوشة انگور سیاه است
لگدکوبش کن
لگدکوبش کن
بگذار ساعتی
سربسته بماند
مستت می‌کند اندوه
 
از شمس لنگرودی
پ.ن: چقدر عالیه این شعر...
تگ: شمس لنگرودی، محمد شمس لنگرودی، شعر شمس، شعر شمس لنگرودی، شعر لنگرودی، شعر سپید، شعر سپید معاصر،عاشقانه معاصر، عاشقانه های شمس لنگرودی، 53 ترانه عاشقانه، پنجاه و سه ترانه عاشقانه، کتاب شمس لنگرودی، اشعار شمس لنگرودی

برچسب‌ها: شمس لنگرودی
▐ سگ ماهی

سگ‌ماهی –
نامی عجیب تر از این نشنیدم
سگ ها چگونه حمله نمی برند
به بخش ماهی شان
در وقت گرسنگی.
 
از شمس لنگرودی
تگ: شمس لنگرودی، محمد شمس لنگرودی، شعر شمس، شعر شمس لنگرودی، شعر لنگرودی، شعر سپید، شعر سپید معاصر،عاشقانه معاصر، عاشقانه های شمس لنگرودی، 53 ترانه عاشقانه، پنجاه و سه ترانه عاشقانه، کتاب شمس لنگرودی، اشعار شمس لنگرودی

برچسب‌ها: شمس لنگرودی
▐ غمگین مشو عزیز دلم

غمگین مشو عزیز دلم
مثل هوا کنار توام
نه جای کسی را تنگ می کنم
نه کسی مرا می بیند نه صدایم را می شنود
دوری مکن
تو نخواهی بود
من اگر نباشم.
 
از شمس لنگرودی
تگ: شمس لنگرودی، محمد شمس لنگرودی، شعر شمس، شعر شمس لنگرودی، شعر لنگرودی، شعر سپید، شعر سپید معاصر،عاشقانه معاصر، عاشقانه های شمس لنگرودی، 53 ترانه عاشقانه، پنجاه و سه ترانه عاشقانه، کتاب شمس لنگرودی، اشعار شمس لنگرودی

برچسب‌ها: شمس لنگرودی
▐ ...

خداوندا !
زیبایی این دریا از کجاست
یعنی میان این همه رویا غرق می شوم
و دوباره نمی بینمش ؟
 
از شمس لنگرودی‌

برچسب‌ها: شمس لنگرودی
▐ با شمس لنگرودی

من که مثل جرقه
از آتش گریخته بودم
در هوای آزاد
خاکستر می شوم.
 
از شمس لنگرودی

برچسب‌ها: شمس لنگرودی
▐ سیل

اندوهش چنان است
که هر قطره اشکش
به دریاچه بدل خواهد شد
من همخانه‌ی خود سیل را
خوب می شناسم
 
از شمس لنگرودی

برچسب‌ها: شمس لنگرودی
▐ سخت است

سخت است آدم‌برفی
سخت است
روشنایی روز را دوست داری
دل‌دل می کنی نکند بیاید.
 
از محمد شمس لنگرودی

برچسب‌ها: شمس لنگرودی
▐ از قبایل آدمخواران نیستید

و قبایلی هم هستند
که آدمخوارند
و مسافر مهمان را به سیخ می‌کشند
بر آتش می‌چرخانند
و کباب می‌کنند،
شما اما
از قبایل آدمخواران نیستید
به کلاس‌های تئاتر می‌روید
نقاشی و رقص را می‌شناسید
و از قبایل آدمخواران نیستید.
 
و قبایلی هم هستند
که از گوشت پیران قبیله‌شان تغذیه می‌کنند
و از مسافران و غریبه‌ها می‌ترسند
 
شما اما
حرمت پیرهایتان را نگه می‌دارید
از مسافران و غریبه‌ها ترسی ندارید
و از قبایل آدمخواران نیستید،
به نمایشگاه‌ها و رستوران‌های تمیز می‌روید
لبخند می‌زنید
و یکدیگر را می‌خورید،
و از قبایل آدمخواران نیستید.
 
از شمس لنگرودی

برچسب‌ها: شمس لنگرودی

نظرات() 

نم نم باریدی

یکشنبه 14 شهریور 1395

نویسنده: ش ش | طبقه بندی:ندیم، 

باران صبح
           نم نم
                 می بارد
و تو را به یاد می آورد
که نم نم باریدی
                 و ویران کردی
                                  خانه کهنه را.

نظرات() 

می خواستم ترانه ای باشم

یکشنبه 14 شهریور 1395

نویسنده: ش ش | طبقه بندی:نریمان، ندیم، علی لهراسبی، احمدرضا شهریاری، محمد علیزاده، 

می خواستم ترانه ای باشم
                       كه بچه های دبستانی از بر كنند
دریا كه می شنود
توفانش را پشتش پنهان كند
و برگ های علف
                نت های به هم خوردن شان را
                                         از روی صدای من بنویسند.
می خواستم ترانه یی باشم
                   كه چشمه زمزمه ام كند
      آبشار
                 با سنج و دهل بخواند.
اما ترانه یی غمگینم
و دریا ، غروب
بچه هایش را جمع می كند كه صدایم را نشنوند.
نت هایم را تمام نكرده
                          چرا
                                 رهایم كردی ؟

 
ازکتاب پنجاه و سه ترانه عاشقانه
 

نظرات() 

چه چیزهای ساده ای که آدمی از یاد می برد

یکشنبه 14 شهریور 1395

نویسنده: ش ش | طبقه بندی:ندیم، نریمان، 

چه چیزهای ساده ای که آدمی از یاد می برد
می بینی !
دنیا زیباست محبوب من
نمی دانستیم
            برای نشستن زندگی در کنارمان
                                             چهارپایه ای نداریم.

نظرات() 

این گونه که من دوستت می‌دارم

یکشنبه 14 شهریور 1395

نویسنده: ش ش | طبقه بندی:نریمان، 

حکایتِ بارانِ بی امان است
این گونه که من
                  دوستت می‌دارم ...
شوریده وار و پریشان باریدن
                    بر خزه ها و خیزاب‌ها
به بی‌راهه و راه‌ها تاختن
بی‌تاب٬ بی‌قرار
دریایی جستن
            و به سنگچین باغ بسته دری سر نهادن
                                                   و تو را به یاد آوردن
حکایت بارانی بی‌قرار است
این گونه که من دوستت می‌دارم ...

نظرات() 

سرو

یکشنبه 14 شهریور 1395

نویسنده: ش ش | طبقه بندی:نریمان، ندیم، 

سروی بودم
زیر سایه‌ام نشستند
خوردند و خفتند
بیدار شدند و
            مرا بریدند
 

نظرات() 

می بارم

یکشنبه 14 شهریور 1395

نویسنده: ش ش | طبقه بندی:ندیم، نریمان، 

چشمانی کو که تو را ببینم
دهانی که تو را بخوانم
گوشی که تو را بشنوم
بارانم 
می بارم 
کورمال، کورمال
در کنارت.
 

نظرات() 

تو خواهی آمد

شنبه 13 شهریور 1395

نویسنده: ش ش | طبقه بندی:ندیم، نریمان، 

امشب
         دریاها سیاه اند
باد زمزمه گر
                 سیاه است
پرنده و گیلاس ها
                       سیاه اند
دل من روشن است
                      تو خواهی آمد.
 

نظرات() 

← درباره وبلاگ



مدیر وبلاگ : ش ش

← لینکدونی

← طبقه بندی

← آرشیو

← لینکستان


احسان خواجه امیری
محمد اصفهانی
محسن یگانه
محسن چاوشی
بنیامین بهادری
مجید خراطها
وحید خراطها
فرزاد فرزین
محمد علیزاده
مانی رهنما
علیرضا افتخاری
رضا یزدانی
رضا صادقی
شادمهر عقیلی
معین
علی عبدالمالکی
هایده
حمیرا
سوسن
مهستی
مازیار فلاحی
تیتراژ سریال ها
همایون شجریان
محمدرضا شجریان
سیاوش قمیشی
ابی
ستار
رقص عربی
رقص ترکی
ندیم
نریمان
نیما مسیحا
طلیسچی
مجید یحیایی
مرتضی پاشایی
مهدی احمدوند
میثم ابراهیمی
مهدی یراحی
مجید اخشابی
محمدرضا گلزار
محمدرضا هدایتی

← آخرین پستها

← نویسندگان

← ابر برچسبها

← آمار وبلاگ

  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :